پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

122

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

شوند ، و اينجاست كه خوابگاه و آرامگاه ابدى من خواهد شد و زيارتگاه شيعيان من . . . « 1 » زين العابدين رهنما ، صحنهء شب عاشورا را به زيبايى تصوير كرده است : شب عاشورا فرا رسيد ، شب دهم محرّم 61 هجرى . ماه ، آرام و رنگ پريده بر اين دشت ستمگرى و مظلوميّت ، بر آن دشتى كه نام مرگش ، « زندگى » و نام زندگىاش « مرگ » شد آهسته آهسته بالا آمد ! بالا آمد كه دو تضادّ انديشه و فكر بشرى و دو تضادّ صفات انسانى را در دو طبقهء مردم تماشا كند . در آنجا چه ديد ! خون و اندوه ديد يا شادمانى ! به يقين ، شادمانى و سرورى كه در چادرهاى هفتاد و دو تن فداكاران حسين ديد ، سرور و شادمانى مطمئن ، بى دغدغه و بدون كمترين دلهره بود ، ولى سرور و شادمانى كه در لشكريان بسيار عمر سعد ديد پر از دغدغه و تشويش و آكنده از دلهره و ترس بود . اينها از همه ترس داشتند ، و آنها از هيچ كس بيم نداشتند جز از خدا . اگر حزن و اندوهى هم در آن دو سپاه ديد ، باز از يكديگر فرق بسيار داشتند ، يكى از كمىِ بهره بردارى اين دنيا اندوهگين بود ، ديگرى از ناچيزى توشه‌اى كه از اعمال نيك خود براى جهان ديگر داشت . حزن دومى ، صاف و بى دُرد بود و اوّلى پر از كدورتها و آلوده به هزاران دلمه‌ها و چربىهاى سود پرستى . در چادر بزرگ و سبز گروه اوّل ، مردمى را ديد كه پشت سر يك قيافهء مردانه و بسيار محبوب با اطمينان خاطر مشغول راز و نياز به درگاه الهى بودند ، در چادرهاى دوم كه بيابان را سياه كرده بود ، افرادى را تك تك مشغول به خود ديد كه در انديشهء غارت فردا و گرفتن پاداش و مزد قساوت و بيرحمى خود بودند و نقشه‌هايى براى سر بريدن و سر آوردن و مُثله كردن و پاره پاره نمودن اجساد ، طرح‌ريزى مىكردند . آن شب را هر دو اين گروه هر كدام به فكر و انديشه‌هاى مخصوص به خود تا به صبح نخوابيدند . ماجراى پيوستن « حر » به اصحاب فداكار امام از صحنه‌هاى تكان دهندهء عاشورا است خصوصاً لحظات پس از شهادت اين بزرگمرد : حر ، با آشفتگى و انقلابى كه در روح خود داشت سرِ اسب خويش را به سوى سپاهيان ابن سعد چرخاند و به قلب آنها هجوم آورد ، در حالى كه اين اشعار را مىخواند : « [ منم ] حر ، پناه دهندهء مهمان كربلا « منم كه با شمشير ، گردن‌هاى شما را مىزنم ! » حر ، در ميان تيرها - كه بدنش را مانند بدن خارپشت كرده بود ، در ميان گرد و خاك هجوم

--> ( 1 ) . همان ، ص 639 و 640 .