پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
105
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
مقدّسه مؤيّد اين مقال است كه فرموده : « السَّلام عَلَيك يا اوّلَ قَتيل مِن نَسلِ خَير سَليل من سُلالةِ ابراهيم الخليل صلى اللَّه عليك و على ابيك . » « 1 » در ميان ارباب مقاتل در مورد اين كه قاتل امام كيست ؟ اختلاف است و مرحوم فرهاد ميرزا در اينباره مىنويسد : در ميان ائمّهء حديث و ارباب سيَر در قاتل آن حضرت بسى اختلاف است . و چند كس ذكر كردهاند : اوّل : سنان بن أَنَس . دوم : حصين بن نمير ، كه به روايت سبط بن جوزى نخست تيرى بينداخت و سپس فرود آمده سر مطهّر ببريد . سيّم : مهاجر بن اوس التّميمى . چهارم : كثير بن عبداللّه الشّعبى . پنجم : شمر بن ذى الجوشن الكلابى . ششم : خولى بن يزيد الاصبحى . چنان كه علىّ بن عيسى در كشف الغمّه آورده : قال عمر بن سعد لاصحابه انزلوا و حزوا رأسه ، فنزل اليه نصر بن خرشة الضبابى ثمّ جعل يضرب بسيفه مذبح الحسين فغضب عمر بن سعد ، فقال لرجلٍ : ويحك ! انزل الى الحسين فارحه ؛ فنزل اليه خولى بن يزيد فاحتزَّ رأسه ، و هم در موضع ديگر اين كتاب گويد : عن الحافظ عبد العزيز الجنابدى يقال : قتله شمر بن ذى الجوشن الضّبابى ( ظ : الكلابى ) و الّذى احتزّ رأسه : ابن جوان اليمامى . . . « 2 » مرحوم فرهاد ميرزا در اثبات كفر يزيد و جواز لعن او به مواردى اشاره مىكند از جمله واقعهء حرّه و علّت به وقوع پيوستن اين رخداد ننگين و سهمگين در مدينه : و سبب واقعهء حرّه آن بود كه چون سال هجرت به شصت و دو برآمد ، اهل مدينه به شام نزد يزيد بن معاويه رفتند . ديدندش كه پيوسته باده همى گسارد ، و چنگ همىنوازد ، و با سگان و
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 431 . ( 2 ) . همان ، ص 463 .