پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

92

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

اى بدترين قوم ستمكار و زشت‌كردار ! انتقام خون مسلم را از شما مىگيرم . شما را با شمشير آبديده و برّان مىزنم . زدنِ جوانى كه راستگو است و از راستگويان است . فراريان از جنگ را تعقيب [ ن ] مىكنم و [ هنگام نبرد ] مهربانى را دوست ندارم . چه بسيار مبارزى را در ميدان جنگ ديدار كنم و او را چون خشت خام پاره پاره كنم . ادْهَم بن اميّه ادْهَم بن اميّة بن ( عبدى بصرى ) پدرش ابوعبداللَّه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود و از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم نقل حديث كرد . وى در بصره سُكنى گزيد و در آن شهر چند پسر از خود به جاى گذاشت . « 1 » از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه وى از شيعيان بصره بود و در جلسات منزل بانوى شيعى ، ماريه دختر منقذ ( سعيد ) كه خانهء وى محل تجمع و تبادل نظر بزرگان شيعه بود ، شركت مىجست . آن‌گاه كه ابن‌زياد از مكاتبهء اهل عراق با امام حسين عليه السلام و حركت آن حضرت عليه السلام به سوى كوفه آگاه شد ، فرمان مراقبت راه‌هاى بصره را به كارگزار خود صادر كرد ؛ مبادا كسى براى يارى امام حسين عليه السلام از بصره خارج شود . در اين هنگام يزيد بن ثَبِيطْ ( ثُبيط ) تصميم بر خروج از بصره و پيوستن به كاروان حسينى را گرفت . وى كه ده پسر داشت از آنها خواست تا او را همراهى كنند . دو تن از آنها به نام‌هاى عبداللَّه و عبيداللَّه دعوت پدر را اجابت كردند . ادهم بن اميّه نيز به اتفاق آنها از بصره خارج شد و در جايى به نام « ابْطَحْ » ، در نزديكى مكّه ، به كاروان حسينى رسيد پس از اندكى استراحت به آن حضرت پيوست و همراه آن امام هُمام به كربلا آمد ؛ « 2 » و به شهادت رسيد . « 3 » بنا به قولى شهادت وى در شدت درگيرى حملهء نخست همراه شمارى از ياران امام عليه السلام اتفاق افتاده است . « 4 »

--> ( 1 ) . ر . ك . تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 106 ؛ رجال شيخ طوسى ، ص 6 ؛ معجم الكبير طبرانى ، ج 1 ، ص 291 ؛ الاستيعاب ، ج 1 ، ص 107 ؛ اسدالغابه ، ج 1 ، ص 120 - 121 ؛ الاصابه ، ج 1 ، ص 269 . ( 2 ) . تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 106 ؛ اعيان الشيعه ، ج 3 ، ص 232 ، فرسان الهيجاء ، ج 1 ، ص 27 . ( 3 ) . تسمية من قتل ، ص 153 ؛ حدائق الورديه ، ص 104 ؛ اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 610 . ( 4 ) . تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 106 ؛ ابصار العين ، ص 192 ، مركز الدراسات الاسلامية لحرس الثورة ؛ وسيلة الدارين ، ص 99 .