پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

75

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

آن حضرت پس از كشتن شمارى از نيروهاى دشمن به درجهء رفيع شهادت رسيد . امام عليه السلام بر بالين وى آمد و چنين فرمود : « الآنَ انْكَسَرَ ظَهْرى وَقَلَّتْ حيلَتى » اينك پشت من شكست و چاره‌ام اندك گشت . « 1 » صاحب ملهوف و مثيرالاحزان شهادت ابوالفضل عليه السلام را به گونهء ديگر بيان كرده‌اند : چون تشنگى بر امام حسين عليه السلام غالب گشت همراه برادرش ، عباس ، روانهء فرات شد ، دشمن راهشان را از هم جدا كرد ؛ و حضرت عباس به شهادت رسيد . « 2 » ابن‌شهرآشوب دربارهء شهادت آن بزرگوار گفته است : عباس سقّا ، قمر بنىهاشم و پرچمدار امام حسين عليه السلام كه از ديگر برادران [ مادرى ] خود بزرگ‌تر بود ، جهت تهيهء آب بيرون شد . دشمن بر او حمله كرد و او نيز بر آنان حمله نمود و چنين رجز خواند : لا ارْهَبُ الْمَوْتَ إِذِ الْمَوْتُ رُقا * حَتَّى اوارى فى الْمَصالِيتِ لِقا نَفْسى لِنَفْسِ الْمُصْطَفى الْطُّهر وَقا * إنّى أَنَا الْعَبَّاسُ أَعْدُو بِالسَّقا وَلا أَخافُ الشَّرَّ يَوْمَ الْمُلْتَقى از مرگ هراسى ندارم زيرا مرگ مايه كمال است تا آن‌كه پيكرم همانند پيكر دليرمردان در خاك نهان شود جانم فداى جان پاك مصطفى ، من عبّاسم و سقّا لقب دارم و هرگز روز ستيز با دشمن ترس و هراسى ندارم آن‌گاه حمله برد و دشمن را تار و مار كرد . زيد بن ورقاء جهنى پشت درختى در كمين وى ايستاد و با يارى حكيم بن طفيل سُنْبُسى ضربتى بر دست راست وى فرود آورد . عباس شمشير را به دست چپ گرفت و چنين رجز خواند : وَاللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمُ يَمينى * إنّى أُحامِى أبَداً عَنْ دينى وَعَنْ إمامٍ صادِقِ الْيَقينِ * نَجْلِ النَّبىِّ الْطَّاهِرِ الأَمينِ به خدا سوگند اگر دست راستم را قطع كنيد ، من پيوسته از دين خود و از امامى كه به راستى به يقين رسيده و فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پاك و امين است حمايت مىكنم !

--> ( 1 ) . مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ، ج 2 ، ص 34 ، انوار الهدى ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 207 . ( 2 ) . الملهوف ، ص 170 ؛ مثير الاحزان ، ص 71 .