پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
73
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
شب عاشورا ، امام عليه السلام يارانش را فراخواند و ضمن ايراد خطبه ، بيعت خود را از آنان برداشت و فرمود : برويد اينان با من كار دارند . در اين هنگام نخستين كسى كه اظهار وفادارى كرد ، عباس بن على عليه السلام بود . وى عرض كرد : چرا چنين كنيم ؟ آيا براى اينكه پس از تو زنده بمانيم ؟ خداوند هيچگاه آن روز را نياورد و به ما نشان ندهد ! « 1 » هنگامى كه تشنگى بر امام عليه السلام و يارانش چيره گشت ، عباس عليه السلام را فراخواند و به اتفاق سىسوار و بيست پياده با بيست مشك براى تهيهء آب فرستاد . آنان رفتند و مشكها را پر كردند . هنگام بازگشت ، عمرو بن حجاج زبيدى و يارانش كه نگهبان فرات بودند ، مانع آب بردن آنان شدند . ولى با حملهء حضرت ابوالفضل عليه السلام و نافع بن هلال پراكنده شدند ؛ و ياران ابىعبداللَّه عليه السلام آب را به خيمهها رساندند . « 2 » روز عاشورا فرماندهان دو جناح راست و چپ تعيين شدند و پرچم سپاه به عباس بن على عليه السلام داده شد . ياران يكى پس از ديگرى به ميدان مبارزه شتافتند . در اين ميان اتفاق مىافتاد كه برخى از اصحاب در ميان لشكر محاصره مىشدند و حضرت عباس عليه السلام آنان را نجات مىداد . مانند عمر بن خالد صيداوى و جابر بن حارث سلمانى و سعد مولى عمر بن خالد صيداوى با مجمّع بن عبداللَّه عائذى كه در آغاز جنگ در محاصرهء دشمن قرار گرفته بودند و حضرت عباس با يك حمله آنان را نجات داد . « 3 » آنگاه كه همهء ياران امام عليه السلام و شمارى از بنىهاشم به شهادت رسيدند ، حضرت ابوالفضل عليه السلام به برادران خود عثمان و عبداللَّه و جعفر فرمود : جانم فدايتان پيش تازيد و از سرورتان حمايت كنيد ، تا اينكه در برابرش به كام مرگ فرورويد . آنان همگى به ميدان
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 419 ، دارالمعارف . ( 2 ) . همان ، ص 412 ؛ به نقلى آنگاه كه امام عليه السلام و يارانش آب خواستند و دشمن مانع آنها گشت ، شمر فرياد برآورد : هيچگاه آب نمىآشاميد مگر از حميم [ دوزخ ] . در اين هنگام عباس عليه السلام از امام پرسيد آيا مگر نه اين است كه ما برحقّيم . حضرت فرمود بلى . آنگاه حمله كرد و آنان را از كنار آب دور كرد ، امام و يارانش از آب نوشيدند . ( المحاسن والمساوى ، ج 1 ، ص 96 ) ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 446 ، دارالمعارف .