پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
53
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
حملهور شد . امام عليه السلام كه چنين ديد به برادرش ، عباس ، مأموريت داد تا نيّت دشمن را كشف كند ، عبّاس مأموريت خويش را به انجام رساند و معلوم شد كه دشمن آهنگ حمله دارد . امام عليه السلام كه چنين ديد به وى فرمود كه از آنان بخواهد شب را مهلت دهند تا با خداى خويش به راز و نياز بپردازند . « 1 » پس از كسب موافقت دشمن ، امام عليه السلام نخست يارانش را فراخواند و پس از حمد و ثناى الهى خطاب به آنان چنين فرمود : « من ، هيچ اصحابى را از اصحاب خويش بهتر و شايستهتر و هيچ خاندانى را نيكتر و برتر از خاندان خويش سراغ ندارم . خداوند به شما پاداش نيك دهد . اكنون كه شب فرارسيده است برخيزيد و آن را مركب راهوار خود سازيد ( از تاريكى آن استفاده كنيد و برويد ) . هر كدامتان دست يكى از مردان مرا بگيرد و در اين تاريكى شب پراكنده شويد . مرا با اين قوم بگذاريد كه ايشان جز مرا نمىخواهند . و چنانچه بر من دست بيابند و مرا بكشند ، از پى شما نخواهند آمد . » « 2 » پاسخ مشترك همهء ياران اين بود كه ما هرگز از شما دست برنمىداريم و جان خويش را در راهتان فدا مىكنيم . فرزند على عليه السلام و يارانش شب عاشورا را با دعا و نيايش سپرى كردند و پيوسته در ركوع و سجده ، سرگرم تلاوت قرآن بودند . به روايتى گروهى از سپاه دشمن نيز در آن شب به امام عليه السلام پيوستند . « 3 » حسين عليه السلام با آنكه يقين داشت او و يارانش همه كشته خواهند شد ، براى مقابله با دشمن از هيچ اقدامى فروگذار نكرد و همهء اصول شناخته شدهء نظامى را به كار بست . آن حضرت فرمان داد كه پشت خيمهها خندق كنده آن را پر از هيزم كنند و آتش بزنند ؛ و بدين وسيله امكان حمله از پشت را از دشمن گرفت . « 4 » به فرمان حسين عليه السلام خيمهها را
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 393 ، دارالفكر . ( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 57 ، 58 . ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 394 ، دارالفكر ؛ اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 601 الارشاد ، ج 2 ، ص 97 كنگرهء جهانى هزارهء شيخ مفيد . ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 395 ، دارالفكر .