پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
41
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
شجاعت حسين بن على عليه السلام گوى شجاعت را از همهء دليران جهان ربود و آنان را به بوتهء فراموشى افكند . آن حضرت با شمار اندك يارانش در برابر انبوه سپاه يزيد ايستاد و پس از حتمى شدن جنگ ، كوچكترين ترديدى در مبارزه با دشمن به خود راه نداد . با آنكه به شهادت خود و يارانش يقين داشت ، با اقتدار كامل نيروهاى زير فرمانش را سازمان داد و با كمال جوانمردى پذيراى نبرد شد . ياران و جوانان او در برابر ديدگانش به خون غلتيدند ، ولى انديشهء تسليم هرگز به او راه نيافت . هنگامى كه نوبت رزم خود وى رسيد ، چونان شير ژيان به دشمن حمله مىآورد ، صفوفشان را مىشكافت و از كشتهها پشته مىساخت . همهء ابزار جنگى خويش را به كار گرفت و اميدوارانه چنان رزمى به نمايش گذارد كه دشمن ناگزير شد از عرف نظامى بيرون رفته با شيوههاى ناجوانمردانه بر او يورش آورد . كسانى كه به جنگ وى آمده بودند ، نه مردم كوچه و بازار ، بلكه جنگجويانى حرفهاى بودند ، ولى در برابر شجاعت و دلاورى آن حضرت به زانو درآمده اعتراف كردند كه تا كنون كسى را چون او نديدهاند كه خاندان و يارانش در برابر ديدگان او كشته شوند و او همچنان شجاعانه و با قوت قلب بجنگد . بر خلاف دشمن كه با اعلام حكومت نظامى ، مردم را با زور به جنگ مىفرستاد ، « 1 » حسين عليه السلام يارانش را در رفتن يا ماندن آزاد گذاشت . او سپاه كوچك خويش را از عناصر زبون و دنيادوست پاكسازى كرد و تنها مردانى آزاده و از جان گذشته افتخار حضور در صف يارانش را يافتند . اين بود كه دشمن ، نه از حسين ضعفى ديد و نه از يارانش . پس از آنكه سپاهيان دشمن گرد او حلقه زده با هر آنچه در دست داشتند بر وى هجوم آوردند ، باز هم جانانه دفاع مىكرد و به مهاجمان اجازه نزديك شدن به خود را
--> ( 1 ) . ر . ك . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 386 و 387 ، دارالفكر .