پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

318

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

آن‌گاه كه بزرگان شيعه در كوفه از امام حسين عليه السلام براى آمدن به آن شهر دعوت كردند ، قيس به اتفاق عبداللَّه ارحبى با 53 عدد نامه به خدمت آن حضرت رسيد . وى پس از رساندن نامه كوفيان ، به دستور امام حسين عليه السلام با حضرت مسلم به همراه دو نفر راهنما و شمارى ديگر از ياران ، به كوفه بازگشت . در مسير راه پس از آن‌كه آن دو راهنما از تشنگى جان باختند ، حضرت مسلم عليه السلام نامه‌اى را توسّط قيس براى امام عليه السلام فرستاد و از آن حضرت درخواست نمود كه او را از اين مأموريت معاف دارد . امام حسين عليه السلام در پاسخ ، نامه‌اى مبنى بر نپذيرفتن خواسته او را توسط قيس برايش فرستاد ؛ و از وى خواست تا به راه خود ادامه داده خود را به كوفه برساند . پس از ورود مسلم به كوفه و استقبالى كه از وى شد ، نامه‌اى را توسط قيس براى امام عليه السلام فرستاد و در آن نامه صدق دعوت كوفيان را مورد تأييد قرار داد . و آمدن آن حضرت را به كوفه بىخطر و بلامانع دانست . قيس‌نامه را به آن حضرت رساند و در آمدن به كربلا وى را همراهى كرد . هنگامى كه امام حسين عليه السلام به منزلگاه « حاجر » در منطقه « بطن الرمه » « 1 » رسيد ، نامه‌اى براى شيعيان كوفه نوشت و به آنان يادآور شد كه تا اندك زمانى ديگر نزد آنان خواهد بود . حضرت اين نامه را توسط قيس « 2 » به كوفه فرستاد . قيس در قادسيه توسط يكى از مأموران ابن‌زياد به نام حصين بن تميم دستگير شد . او همان لحظه نامه امام عليه السلام را از ميان برد . حصين او را نزد ابن‌زياد آورد و ماجرا را بازگو كرد . ابن‌زياد پرسيد : كيستى ؟ گفت : از شيعيان على عليه السلام و فرزند او . پرسيد : چرا نامه را از ميان بردى ؟ پاسخ داد : تا از محتويات آن آگاه نشوى . پرسيد نامه از كه و براى چه كسى بود ؟ گفت : از حسين بن على عليه السلام براى گروهى از اهل كوفه كه نام آنها را نمىدانم . ابن‌زياد خشمگين گشت و گفت هرگز از من جدا نمىشويد تا مرا از نام آنان آگاه سازى و يا برفراز منبر شوى و حسين و پدر و برادرش را ناسزا گويى ، يا آن‌كه تو را كشته قطعه قطعه‌ات كنم .

--> ( 1 ) . بطن الرمه : منزلگاهى است كه راه‌هاى بصره و كوفه به طرف مدينه به هم مىپيوندند . ( مراصد الاطلاع ، ج 2 ، ص 634 ) ( 2 ) . و گفته مىشود كه امام ، برادر رضاعى خود - عبداللَّه بن يقطر - را فرستاد ( ارشاد ، ج 2 ، ص 70 ، كنگرهء جهانى هزارهءشيخ مفيد ) .