پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

289

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

طبرى نوشته است كه عمرو بن قرظه ، روز عاشورا به ميدان رفت و اين رجز را خواند : قَدْ عَلِمَتْ كَتيبَةُ الانْصارى * انّى سَاحْمى حَوْزَةَ الذَّمارى ضَرْبَ غُلامٍ غَيْرَ نَكْسٍ شارى * دُونَ حُسَيْنٍ مُهْجَتى وَدارى « 1 » سپاه انصار باور دارند كه من از شرف و ناموسم حمايت مىكنم ، ضربه‌ام ضربهء جوانى است كه ضعيف و ناتوان نيست . خانه و جانم فداى حسين عليه السلام باد . او نسبت به امام حسين عليه السلام علاقهء بسيار داشت و [ روز عاشورا ] پروانه‌وار دور امام مىچرخيد و تيرها و شمشيرها را به جان مىخريد و تا زنده بود دشمن نتوانست صدمه‌اى بر آن حضرت وارد كند . « 2 » وى در روز عاشورا شجاعانه جنگيد و شمار زيادى از نيروهاى دشمن را به هلاكت رساند و پس از برداشتن جراحات فراوان ، رو به امام حسين عليه السلام كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا ، آيا شرط جانبازى را به جاى آوردم ؟ امام فرمود : آرى تو در پيش روى من ، در بهشت خواهى بود ؛ سلام مرا به جدّم رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم برسان و بگو كه من هم از پى تو خواهم آمد . عمرو سپس آن قدر جنگيد تا به فيض شهادت نايل آمد . « 3 » پس از شهادت او ، برادرش ، على ، كه در زمرهء سپاهيان ابن سعد بود فرياد زد اى حسين ! . . . ، برادر مرا گمراه كردى و فريفتى و سرانجام به كشتن دادى ! امام فرمود : خدا برادرت را گمراه نكرد بلكه هدايت نمود و تو را گمراه كرد . على گفت : خدا مرا بكُشد اگر تو را نكشم . سپس به امام حمله كرد كه نافع بن هلال حمله‌اش را دفع نمود و او را نقش بر زمين ساخت . « 4 » در زيارت ناحيهء مقدسهء درباره عمرو بن قرظه آمده است : السَّلامُ عَلى عمرو بنِ قَرظَةِ الانْصارى « 5 » عمرو بن كعب انصارى ابوثمامهء صائدى

--> ( 1 ) . همان ، ص 434 . ( 2 ) . مثيرالاحزان ، ص 60 ، 61 . ( 3 ) . الملهوف ، ص 162 ، 163 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 434 ، دارالمعارف . ( 5 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 80 .