پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
265
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
ربود . پس از بيدارى كلمهء استرجاع « 1 » بر زبان راند و حمد خداى را به جاى آورد . علىاكبر عليه السلام سبب آن را پرسيد . حسين عليه السلام فرمود : در خواب ديدم سوارى مىگفت : اين كاروان به سوى مرگ مىرود . علىاكبر پرسيد : آيا ما بر حق نيستيم ؟ فرمود : چرا . گفت : وقتى برحقيم از مردن در راه حق چه باك ؟ « 2 » بنابر مشهور ، نخستين كس از بنىهاشم كه در روز عاشورا به ميدان رفت علىاكبر بود . گرچه ميدان رفتنش بر امام عليه السلام و اهل بيت بسيار سخت بود ولى از ايثار و روحيهء جانبازى او ، جز اين انتظار نمىرفت . هنگام ميدان رفتنش امام عليه السلام با نااميدى بر او نگريست و اشك از ديدگان مباركش جارى شد و فرمود : بارالها ! گواه باش كه به جانب ايشان نوجوانى رهسپار است كه در صورت و سيرت و گفتار ، شبيهترين مردم به پيامبر تو بود و ما هرگاه مشتاق ديدار پيامبرت مىشديم ، به چهرهء او مىنگريستيم . « 3 » در روايتى آمده است كه آنگاه امام حسين عليه السلام بر آن قوم نفرين كرد و فرمود : خدايا بركات زمين را از ايشان بازدار و در بهرهمندى چند روزهء [ دنيا ] ميانشان تفرقه افكن و هر يك را به راهى جدا وادار و فرمانروايان را از ايشان راضى مگردان . زيرا اين گروه ما را دعوت كردند كه ياريمان كنند ولى به دشمنى و جنگ با ما برخاستند . « 4 » پس از آن ، امام عليه السلام به عمرسعد خطاب كرد و فرمود : اى پسر سعد ! خدا خويشاوندىات را قطع كند و كار تو را خجسته نسازد و كسى را بر تو چيره كند كه در بستر ، سرت را ببرد ، همچنان كه خويشاوندى مرا بريدى و پيوند مرا با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رعايت نكردى . سپس با صداى رسا اين آيهء شريفه را قرائت كرد : إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ « 5 » « 6 »
--> ( 1 ) . كلمهء « انَّا لِلّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُون » . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 407 ، 408 ، دارالمعارف ( با تلخيص ) . ( 3 ) . الملهوف ، ص 166 . ( 4 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 207 ، 208 . ( 5 ) . آل عمران ، آيهء 33 - 34 . ( 6 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 34 ، 35 ، انوارالهدى .