پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
246
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
بيايند . عبداللَّه به يسار كه جلوتر از سالم و آمادهء نبرد بود گفت : اى زنازاده ! تو ميل مبارزه با ديگرى را دارى و حال آنكه كسى كه به جنگ تو آمده از تو بهتر است ؟ ! عبداللَّه حمله كرد و با شمشير او را از پاى درآورد . در آن هنگام كه مشغول شمشير زدن به يسار بود ، سالم به وى حمله كرد و او را صدا زد : « برده به سوى تو آمد » ولى عبداللَّه اعتنا نكرد . سالم نزديك شد و پيشدستى كرد و ضربهاى زد كه عبداللَّه با دست چپ خويش جلوى آن را گرفت ؛ و انگشتان دست چپش قطع گرديد . عبداللَّه بر وى حمله كرد و با ضرباتى چند او را به هلاكت رسانيد . سپس در حالى كه آن دو را كشته بود ، بازگشت و چنين رجز مىخواند : انْ تَنكُرونِى فَانَا ابْنُ كَلْبٍ * حَسْبَى بَيتْى فِى عُلَيمٍ حَسْبِي إِنى امُروءٌ ذومِرّةٍ وَعصَبِ * وَلَسْتُ بِالخَوّارِ عِنْدَ النَّكْبِ إِنى زَعِيمٌ لَكِ امَّ وَهَبِ * بالطَفْنِ فيهم مُقْدِماً والضَّربِ ضَرْبِ غُلامٍ مُؤمنٍ بِالرَّبِّ اگر مرا نمىشناسيد ، من فرزند [ قبيلهء ] كلب هستم ، همين براى من كافى است كه نسبم به [ قبيله ] عُلَيم مىرسد . همانا مردى نيرومند و تندخويم ، هنگام نبرد سُست نمىشوم ، اى اموهب با نيزه و شمشير زدن به سوى دشمن مىروم و از تو سرپرستى مىكنم ، ضربه زدن بندهاى كه ايمان به پروردگار دارد . سپس اموهب ، عمود خيمه را برداشت و به طرف همسرش رفت و خطاب به وى چنين گفت : پدر و مادرم به فدايت ! در راه فرزندان پاك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بجنگ . عبداللَّه به سوى وى آمد تا او را به خيمه برگرداند . اموهب پيراهن وى را گرفته مىكشيد و مىگفت : رهايت نخواهم كرد تا با تو جان بسپارم . امام حسين عليه السلام آن زن را صدا زد و فرمود : خداوند به شما خاندان پاداش نيك عطا فرمايد و تو را رحمت كند ! نزد زنان بازگرد و در كنار آنها بنشين كه بر زنان جهاد نيست . اموهب نزد زنان بازگشت ؛ در اين هنگام عَمرو بن حجاج زبيدى بر جناح راست [ سپاه امام حسين عليه السلام ] حمله كرد ، امّا [ اصحاب امام ] در برابر او ايستادند و زانو به زمين زدند و سرنيزهها را به كار گرفتند لذا اسب نتوانست جلو بيايد . شمر بر جناح چپ [ سپاه امام حسين عليه السلام ] حمله كرد . [ اصحاب امام عليه السلام ] در برابر او نيز ايستادگى كردند و او را زخمى نمودند . عبداللَّه بن عمير كه در جناح چپ بود جنگ سختى كرد و دو تن ديگر از [ سپاه ] دشمن را از پاى درآورد تا اينكه هانى بن ثبيت