پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
169
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
شديم . سلمان فارسى « 1 » كه همراه ما بود گفت : « آنگاه كه سيّد جوانان آل محمّد را درك كرديد ، از پيكار و كشته شدن در كنار او بيش از دستيابى به اين غنايم شادمان باشيد » . « 2 » برخى منابع آوردهاند سلمان بن مضارب ، پسر عموى زهير ، با وى همراهى كرد و به سپاه امام حسين عليه السلام پيوست . ( سلمان بن مضارب ) بنابر نقل طبرى ، امام حسين عليه السلام پس از برخورد با سپاهيان حرّ ، در منزلگاه « ذِىحُسُم » خطابهاى ايراد فرمودند و طىّ آن كژىهاى حاكم بر جامعه را برشمردند و يارانش را به جهاد براى احياى ارزشهاى اسلامى و شهادت در راه خدا تشويق فرمودند . زهير نخستين كس بود كه پس از سخنرانى امام عليه السلام آمادگى خود را براى اجراى فرامين آن حضرت اعلام داشت ؛ و گفت : « اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، ما سخنان شما را شنيديم . به خدا سوگند اگر زندگانى دنيا دايمى بود و ما در آن جاودانه بوديم و جدايى از آن فقط به سبب يارى و مواسات با شما بود ما قيام همراه شما را بر ماندن در دنيا ترجيح مىداديم ! » ؛ و امام عليه السلام دربارهاش دعاى خير فرمود . « 3 » كاروان امام حسين عليه السلام ، روز پنجشنبه ، دوم محرّم سال شصت و يكم هجرى ، با مراقبت لشكريان حُرّ وارد سرزمين نينوا شدند ، كه ناگاه نامهاى از ابنزياد رسيد . در آن نامه به حُرّ فرمان داده شده بود كه بر امام حسين عليه السلام سخت بگيرد و او را در سرزمينى بدون آب و آبادانى فرود آورد . حُرّ مضمون نامه را به اطلاع امام عليه السلام و يارانش رساند و از آنان خواست كه در همان مكان فرود آيند . ياران امام عليه السلام از حُرّ خواستند كه در يكى از آبادىهاى نزديك آنجا فرود آيند ، امّا حُرّ گفت : نمىتواند چنين اجازهاى بدهد ، زيرا جاسوس ابنزياد مراقب اوست . در اين هنگام زهير بن قين به امام عليه السلام پيشنهاد كرد كه با سپاهيان حُرّ بجنگد ، چه نبرد با اينان از نبرد با كسانى كه به كمك اينها خواهند آمد ،
--> ( 1 ) . در برخى منابع به جاى سلمان فارسى ، سلمان باهلى گفته شده است . ( تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 396 - 397 ) ، دارالمعارف . ( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 73 ، كنگرهء جهانى هزارهء شيخ مفيد ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 42 ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 323 ، انوارالهدى ؛ معجم ما استعجم ، ج 1 ، ص 276 . ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 403 - 404 ، دارالمعارف ؛ همچنين ر . ك انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 171 ، دارالتعارف ؛ الملهوف ، ص 138 .