پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

135

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

قبيلهء بنىاسد شتافت و ضمن سخنرانى مفصلى از آنان درخواست يارى نمود . وى سخنان خود را چنين آغاز كرد « من براى شما بهترين ارمغان را آورده‌ام و درخواست مىكنم كه به يارى فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بشتابيد . چه آن‌كه وى با گروهى از دليرمردان باايمان - كه هر كدامشان برابر هزار نفرند و از فرمان او سرپيچى نمىكنند و با تمام هستى از آن بزرگوار دفاع مىنمايند تا مبادا كوچك‌ترين آسيبى از دشمنان به وى برسد - هم اكنون در محاصرهء عمرسعد با بيست و دو هزار تن قرار گرفته است . شما از خويشان و نزديكان من هستيد به پند من توجه كنيد تا به شرافت دنيا و آخرت نايل آييد . سوگند به خدا هر كس از شما در راه فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، آگاهانه شهيد شود در اعلىعليين همدم پيامبر خواهد بود . « 1 » نخستين كسى كه به حبيب پاسخ مثبت داد و اظهار وفادارى كرد عبداللَّه بن بشر بود . وى و شمارى ديگر گرد حبيب جمع شدند تا به لشكر امام بپيوندند ولى ازرق بن حرب صيداوى با چهارهزار نفر به آنها حمله‌ور شد و آنان را پراكنده ساخت حبيب به نزد امام عليه السلام بازگشت و واقعه را خبر داد . « 2 » عصر تاسوعا آن‌گاه كه امام حسين عليه السلام از دشمن مهلت گرفت كه تا فردا صبر كنند ، حبيب در مقام موعظه و پند به آنان چنين گفت : به خدا بد قومى هستند آنان كه فرداى قيامت در حالى در پيشگاه خداوند حاضر شوند كه فرزند پيغمبر او را با كسان و خاندان وى و بندگان سحرخيز و ذكرگوى اين شهر را كشته باشند . « 3 » شب عاشورا حبيب با يزيد بن حُصَين « 4 » مزاح مىكرد . يزيد گفت : حالا چه وقت شوخى و خنده است ؟ پاسخ داد كه چه وقتى بهتر از اكنون سزاوار خنده و مزاح است . به خدا سوگند ديرى نخواهد پاييد كه نيروهاى دشمن با شمشير به ما حمله خواهند كرد و

--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 159 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 184 ، دارالتعارف ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 416 . ( 4 ) . در پاورقى رجال كشى ، ص 79 گويد در حاشيه برخى از نسخه‌هاى رجال كشى به جاى يزيد بن حصين برير آمده‌است و در طبرى ج 4 ، ص 321 ، چاپ اعلمى اين جريان به عبدالرحمن بن ربه و برير بن حضير نسبت داده شده است .