پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

114

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

بكير بن حر رياحى بكير فرزند حرّ رياحى در منابع كهن نام و نشانى ندارد ؛ ولى برخى وى را جزء شهداى كربلا قلمداد نموده ، كيفيّت شهادت او را اين گونه بيان مىكنند : حر روز عاشورا پس از آن‌كه سپاه عمر سعد را پند و اندرز داد به فرزند خود بكير دستور داد كه بر سپاه دشمن حمله كند ، بكير پس از عرض ادب خدمت امام حسين عليه السلام و وداع با آن بزرگوار رهسپار ميدان مبارزه گشت و پس از به هلاكت رساندن هفتاد تن از نيروهاى دشمن به نزد پدر بازگشت . از وى مقدارى آب جهت رفع تشنگى طلب نمود ، تا نيرو بگيرد و بر دشمن حمله كند . حرّ گفت : اندكى بردبارى كن و به ميدان نبرد باز گرد ؛ بكير به ميدان نبرد بازگشت و با كشتن شمار زيادى به درجهء رفيع شهادت نايل آمد ( ؛ ) هنگامى كه حرّ بر بالين فرزندش بكير آمد و وى را آغشته به خون ديد گفت : سپاس خدايى را كه بر تو منت نهاد تا در راه امام خود به شهادت برسى . « 1 » برخى ديگر شهادت او را اين گونه نقل مىكنند : روز عاشورا هنگامى كه بكير به دستور پدرش حرّ ، مىخواست با امام حسين عليه السلام وداع بنمايد ، به آن حضرت عرض كرد : درود بر تو اى فرزند پيامبر من هم اكنون همراه تو هستم ، از خداى خود مىخواهم كه در بهشت برين نيز ما را با تو جمع بگرداند ، آن‌گاه از آن حضرت درخواست كرد براى او و پدرش دعايى بكند ، امام حسين عليه السلام در حالى كه دست‌هاى خود را به طرف آسمان بلند كرده بود ، گفت : « خدايا من از ايشان راضى هستم تو نيز از آنان راضى باش » ؛ آن‌گاه بكير با پدرش ، حر ، رهسپار ميدان جنگ شدند و پس از برهم زدن صفوف دشمن و كشتن دويست تن به خدمت امام بازگشتند . بار ديگر بكير با تشويق پدر به سوى دشمن حمله‌ور شد و در حالى كه چنين رجز مىخواند : أنَا بُكَيْرِ وَ أَنَا بنِ الحُرِّ * افْدى حُسَيْناً مِن جَميعِ الْضُّرِّ أَرْجُو بِذاكَ الْفَوْز يَوْمَ الْحَشْرِ * مَعَ النّبى والأمامِ الطُّهرِ

--> ( 1 ) وقايع الايام ، ج 2 ، ص 329 .