السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
58
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
شوند ] « 1 » . آنها معتقد بودند ازجمله امورى كه بايد آن را عيب دانست ، سؤال از حكم قضايايى است كه هنوز واقع نشده است [ و مورد ابتلا نيست ] ؛ از اين رو عمر روزى بر منبر گفت : « به خدا قسم ! خود را به مشقت انداخته كسى كه از چيزهايى كه واقع نشده است سؤال كند ، زيرا خداوند آنچه را كه واقع شدنى است ، بيان كرده است . . . » « 2 » . وى همچنين گفت : « بر هيچ كس حلال نيست از آنچه واقع نشده است سؤال كند ، زيرا خداوند حكم آنچه را كه واقع شدنى است ، بيان كرده است . . . » « 3 » . همچنين روزى مردى نزد عبد الله بن عمر آمد و از موضوعى سؤال كرد . عبد الله بن عمر در جواب گفت : از چيزى كه واقع نشده است سؤال مكن ! زيرا شنيدم عمر بن خطاب لعنت مىفرستاد بر كسى كه از چيزى سؤال كند كه اتفاق نيفتاده است « 4 » .
--> ( 1 ) - ر . ك : خطبهء 210 از خطبههاى امام على در نهج البلاغهء صبحى صالح ، ص 327 : « اين طور نبود كه همهء اصحاب پيامبر از او پرسش كنند و استفهام نمايند ؛ تا آنجا كه عدهاى دوست داشتند اعرابى و يا سائلى بيايد و از آن حضرت چيزى بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند ، اما من هرچه از خاطرم مىگذشت ، از او مىپرسيدم و حفظ مىكردم . . . » . ( 2 ) - سنن دارمى ، ج 1 ، ص 50 ، چاپ دار احياء السنة النبوية . ( 3 ) - همان ( شهيد صدر ) . ( 4 ) - همان ، ( شهيد صدر ) .