السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
49
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
سزاوارترين وارثان مىنماياند و نيز نظريهء « دو اميرى » كه يكى از انصار و ديگرى از مهاجرين باشد و ابراز تأسف ابو بكر - كه در اين معركه برندهء خلافت شده بود - از اينكه چرا از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در مورد امر خلافت سؤال نكرده است « 1 » . . . همهء اينها به نحو ترديد ناپذيرى روشن مىسازد نسل اوليهء امت اسلامى - شامل بخشى كه زمام امور را بعد از رحلت پيامبر به دست گرفت - داراى ذهنيت شورا [ در امر جانشينى حضرت پيامبر ] و انديشهاى كه حدود و ثغور آن را تعيين كند ، نبود ؛ بنابراين چگونه ممكن است تصور كنيم حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم امت را نسبت به شرعيت و انديشهء نظام شورايى آگاه و نسل مهاجرين و انصار را براى به عهده گرفتن رهبرى دعوت اسلامى پس از رحلت و بر اساس اين نظام ، آماده كرده باشد ، اما نشانهاى در اجرا ، دال بر اين نظام در ذهنيت نسل مزبور نياييم « 2 » ؟ ! همچنان كه قابل تصور نيست از سوى ديگر ، رسول
--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 354 . ( 2 ) - زيرا فرض اين است كه چنانچه آگاهى نسبت به اين نظام از طرف حضرت پيامبر صورت گرفته بود - همچنانكه همواره چنين بود - بايستى در نصوصى كه از اين نسل بر جاى مانده است ، به مفهوم و يا مورد اجرايى معيّن از اين نظام دست مىيافتيم ، در حالى كه به چيزى در اين زمينه برخورد نكردهايم - همچنانكه شهيد صدر به اين مطلب تذكر دادهاند - چنانكه واقع همچنين بوده است .