السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
44
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
مىطلبد » « 1 » . از تعيين جانشين و عدم پذيرش معارضه با عمر ، آشكار مىشود ابو بكر اعتقادى به انديشهء نظام شورايى نداشت و حق خود مىدانست جانشين تعيين كند و بر همهء مسلمانان اطاعت از خليفهء تعيين شده را واجب مىدانست و به همين دليل به آنها دستور داد فرمان خليفه را گوش كنند و اطاعت نمايند « 2 » . در نتيجه تعيين جانشينى ، صرفا معرفى نامزد و يا آگاهى دادن به مردم نبود ، بلكه انتصاب و الزام بود . همچنين [ وقتى تاريخ را مورد مطالعه قرار دهيم ] ملاحظه مىكنيم عمر به خود حق مىدهد كه خليفهء مسلمانان را بعد از خود معيّن كند ، بدين صورت كه در قالب انتخاب شش نفر [ كه آنها يك نفر را از ميان خويش برگزينند ] كار تعيين را بدانان سپرد ، بدون اين
--> ( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 126 ، چاپ النجف الحيدرية ( شهيد صدر ) ؛ مختصر تاريخ ابن عساكر ، ج 18 ، ص 310 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 52 ، چاپ اوّل ، الحسينية المصرية . ( 2 ) - مختصر تاريخ ابن عساكر ، ج 18 ، ص 312 : از قيس بن ابى حازم نقل است : عمر به همراه « شديد » از موالى ابو بكر و « جريده » بر ما وارد شد . . . جريده گفت : اى مردم ! سخن خليفهء رسول اللّه را كه گفت : من عمر را به عنوان خليفه انتخاب كردم ، بشنويد ؛ بنابراين با او بيعت كنيد . در روايت ديگرى آمده است : گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد از كسى كه نامش در اين صحيفه آمده است .