السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

170

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

1 - به محض اين‌كه پيامبر خواست نامهء مورد نظرش را بنويسد ، نزاع و هياهو به حدى رسيد كه حضرت را ، به هذيان‌گويى - طبق روايتى - « 1 » و يا غلبهء بيمارى - طبق روايت ديگر - متهم كردند . اين اتهام خطرناكى بود كه در واقع اصل نبوت و درستى مكتب را زير سؤال مىبرد . از طرفى ، موضوعى كه حضرت مىخواست به طور مكتوب بنويسد ، موضوعى بود كه بارها به‌طور شفاهى مطرح كرده بود . بنابراين چنين امر معهودى مىتوانست آزمون خوبى براى شناخت افراد و انتخاب آنان باشد . 2 - پيامبر اكرم پيش‌بينىهاى لازم را براى حدوث اين وضع اضطرارى ، اتخاذ كرده بود ، زيرا سپاه « اسامه » را براى نبرد با روميان آماده كرده و دستور داده بود در هر وضعى سپاه « اسامة بن زيد » روانه شود . توجه پيامبر به سپاه « اسامه » به‌قدرى بود كه حتى در بستر بيمارى هيچ چيز نتوانست از توجه حضرت بكاهد « 2 » . « ابن سعد » در طبقاتش روايتى را نقل مىكند كه اين موضوع را تأييد مىكند . « ابن سعد » بعد از ذكر جريان آماده كردن سپاه « اسامه » چنين نقل مىكند : « هنگامى كه روز چهارشنبه فرارسيد ، بيمارى رسول خدا آغاز

--> ( 1 ) - النهاية في غريب الحديث و الاثر ، ابن اثير ، ج 5 ، ص 246 ، مادهء هجر ، تحقيق طناحى . ( 2 ) - الكامل في التاريخ ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 218 ، چ دار صادر .