السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

141

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

مىدانم اين از حد توانايى من خارج است و هرگاه موضوع رسالت را اظهار كنم ، از آنها ، آنچه را كه مايل نيستم ، خواهم ديد . از اين رو مدتى امساك كردم تا اين‌كه جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى محمّد ! چنانچه مأموريت خويش را انجام ندهى ، خداوند تو را عذاب خواهد كرد . على ادامه مىدهد : پيامبر آن‌گاه به من دستور داد غذايى از ران گوسفند آماده كنم و همراه آن شير نيز باشد ؛ سپس فرزندان عبد المطلب را گرد آورم تا براى آنها سخن بگويد و رسالت خويش را به آنها ابلاغ كند . من چنين كردم و فرزندان عبد المطلب را كه در ميان آنها عموهاى پيامبر : ابو طالب و حمزه و عباس و ابو لهب بودند و در آن روز كمابيش به چهل تن مىرسيدند ، فراخواندم . . . » . طبرى بعد از نقل كيفيت به‌هم خوردن اين جلسه و اين‌كه چطور شد پيامبر نتوانست پس از صرف غذا سخن بگويد ، روايت حضرت على را چنين ادامه مىدهد : « اين جلسه فردا نيز تشكيل شد و پس از صرف غذا رسول خدا سخنانى ايراد كرد و فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! به خدا سوگند ! هيچ‌كس از جوانان عرب را سراغ ندارم كه براى كسان خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده‌ام ، آورده باشد . من براى شما خير دنيا و آخرت آورده‌ام . خدايم به من فرمان داده است