السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

132

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

بن عوف - و رفاعة بن زيد بن تابوت - از بنى قينقاع - بودند كه از سركردگان منافقان و مخالفان اسلام و مسلمانان محسوب مىشدند . طبق نقل حسن بصرى ، آيهء لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ « 1 » در حق اين افراد نازل شد . اينجاست كه منافقان درمىيابند وجود على در مدينه ، فرصت توطئه‌چينى را از آنها سلب خواهد كرد . منافقان وقتى اين عمل پيامبر را ديدند ، شروع به انتشار شايعاتى در مورد على كردند مبنى بر اين‌كه : پيامبر براى راحتى على ، او را از جنگ معاف داشته و جانشين خود در مدينه كرده است . چون اين شايعات به گوش على رسيد ، سلاحش را برداشت و نزد پيامبر در جرف « 2 » آمد و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! منافقان پنداشته‌اند به خاطر اين مرا در مدينه گمارده‌اى كه بارى را از دوش من برداشته باشى ! پيامبر در پاسخ فرمود : آنها دروغ مىگويند . من تو را براى مسائلى كه در مدينه وجود دارد ، برجاى گذاشتم . . . اى على ! آيا دوست ندارى تو نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى باشى ، با اين تفاوت كه پيامبرى بعد از من نخواهد بود ؟ على چون اين سخنان را شنيد ، به مدينه بازگشت و

--> ( 1 ) - توبه ، آيه 48 : آنها پيش از اين ( نيز ) در پى فتنه انگيزى بودند ، و كارها را بر تو دگرگون ساختند . ( 2 ) - جرف مكانى است در راه مدينه .