السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
109
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
فكرى ، حد بالايى از معلومات و احاطه بر مكتب را مىطلبد و بديهى است اين درجه از توان علمى ، در هيچيك از صحابه به تنهايى با قطع نظر از اهل بيت ، وجود نداشت « 1 » . از اين جهت مرجعيت فكرى براى مدتى در نوسان بود و خلفا در بسيارى از موارد با امام على عليه السّلام براساس رهبرى فكرى و عقيدتى يا چيزى نزديك به آن برخورد مىكردند ، بهطورى كه خليفهء دوم بارها گفته بود : « اگر على نبود ، قطعا عمر هلاك مىشد ؛ خداوند مرا براى مشكلى زنده نگذارد كه ابو الحسن براى حل آن نباشد » « 2 » . اما به مرور زمان ، بعد از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه به تدريج مردم عادت كردند به اهل بيت و امام على بهعنوان افراد معمولى و محكوم نگاه كنند ، بىنيازى مطلق از مرجعيت فكرى آنها و سپردن آن به بديلى كه در عين حال از نظر افكار عمومى معقول باشد ، ميسور گرديد . البته اين جانشين و بديل ، شخص خليفه نبود ، بلكه مطلق صحابه ، جانشين آنها شدند . اينچنين بود كه مرجعيت
--> ( 1 ) - در اين زمينه ، نياز آنها در بسيارى از موارد به مرجعيت امام على و عبارتى كه به اين موضوع تصريح دارد ، قابل ملاحظه است . ر . ك : تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، ص 171 . اين در حالى است كه سراغ نداريم موردى امام على در امور فقهى و احكام آن ، به آنها مراجعه كرده باشد . ( 2 ) - الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 2 ، ص 339 .