صادق آئينه وند

245

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

سرانجام او را پيش عبد الرّحمن بن عثمان آوردند و او به دستور معاويه اين پير جليل القدر را بكشت و سرش را پيش معاويه فرستاد . گفته‌اند : اين نخستين سرى بود كه در اسلام بر نيزه رفت . حضرت امام حسين ( ع ) در نامه‌اى كه به معاويه نوشته‌اند و در آن بر كارهاى ناروا و خلاف شرع او تاخته‌اند ، يكى از موارد سرزنش معاويه را قتل عمرو بن حمق برشمرده و از او با صفات صاحب رسول خدا و عبد صالح و كسىكه عبادت ، چهره‌اش را پژمرده كرده بود ، نام مىبرند . ( ر . ك : تاريخ الطبرى . منتهى الآمال ) . 42 - زياد بن سميّه زياد بن سميه يا زياد بن ابيه ( زياد پسر مادرش يا پدرش ! ) متوفّاى سال 53 هجرى قمرى از حكّام عرب است . در عهد ابو بكر ، اسلام آورد و ابو موسى اشعرى در دوره‌ى حكومت خود در بصره او را به دبيرى خويش برگزيد و سپس امير المؤمنين على ( ع ) حكومت فارس را به دو داد . بعد از شهادت على ( ع ) وى ابتدا از فرمان معاويه سرپيچيد ، ولى معاويه او را استمالت نمود و برادر خويش خواند و به خود استلحاق نمود به‌همين جهت او را زياد بن ابى سفيان ! نيز گفته‌اند . مادر زياد ، سميّه كنيز حارث بن كلده و در جاهليّت مشهور به زنا بود . معاويه بعدا در دوران حكومت خود ، از جمله شاهدانى را كه براى استلحاق زياد به پدرش گرد آورد ، ابو مريم سلولى شراب‌فروش بود ! هجويّات ابن مفرّغ حميرى درباب نسب زياد ، معروف است . زياد وقتى به حكومت عراق منصوب شد . خطبه‌اى ايراد كرد و در آن خدا را حمد نگفت از اينرو خطبه‌اش به « الخطبة البتراء » مشهور است . زياد در آن خطبه ، مردم كوفه را سخت ترسانيد و بيم داد و به گفته‌هاى خود هم عمل كرد . شهادت حجر بن عدى و يارانش به سال 51 هجرى در مرج عذراء در زمان او و با تحريك او رخ داد . ( ر . ك : ريحانة الأدب . دايرة المعارف فارسى ) . 43 - معاوية معاوية بن ابى سفيان متوفّاى سال 60 هجرى ، نخستين حكمران از تيره‌ى بنى اميّه است .