صادق آئينه وند

127

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

2 - اتّخاذ سياستى كه پس از جمع‌بندى تجربه‌هاى گذشته در مبارزه با انقلابيون علوى پيش گرفت ، ( وارد كردن علويان در سياست ) . 3 - انتخاب مذهب اعتزال و روش فكرى آن‌ها در شناخت و رسميت دادن بدان ، همان كارى كه بيشتر مورّخان از پس زمينه‌هاى بخشى از آن به نام « المحنة » ياد كرده‌اند . ديرى نپاييد كه شورش محمّد بن ابراهيم معروف به ابن طباطباء شروع شد . ابو السّرايا سرّى بن منصور شيبانى يكى از فرماندهان هرثمة بن اعين به او پيوست و باعث تقويت او شد . نيز در كوفه شورش ديگرى به وسيله‌ى محمّد بن محمّد علوى رخ داد . بيعت مأمون با امام رضا ( ع ) هم به قول دكتر فاروق عمر يك ترفند سياسى حساب شده بود براى اجتناب از درگيرى مستقيم علويان با خلافت عبّاسى . مأمون از جمع‌بندى تجارب گذشته و عدم موفقيّت امويان و ديگر خلفاى عبّاسى پيش از خود در نبردهاى نظامى و سياسى با علويان ، دريافته بود كه محبوبيّت آل على ( ع ) و انقلابيون علوى ، به‌ويژه ائمه اطهار - عليهم السّلام - در اينست كه اين‌ها با تكيه بر تقوى و عدالت ، هميشه با حكومت اموى و عبّاسى به مبارزه برخاسته ، و با اتّكاء به نيروى مردم از حمايت كافى برخوردار بوده‌اند . بنا به‌زعم مأمون رهبرى جناح مخالف حكومت و آلوده نشدن به مسائل ، سبب محبوبيّت آن‌ها ( ائمه ) شده و مردم را به آن‌ها گروانده است . پس بهتر است كه اينان را به صحنه‌ى سياست آورد و در كشاكش نبرد و مشكلات سياسى به معنى روز قرار داد ، تا مردم از نزديك با عملكرد آن‌ها آشنا شوند . ضعف‌هايى كه اينان بعدا بروز خواهند داد ، مردم را از حوزه‌ى رهبرى ايده‌آل آن‌ها خواهد راند . در نتيجه ، محبوبيّت دينى و موقعيت اجتماعى آن‌ها خدشه‌دار خواهد شد . درواقع مأمون با يك تير سه هدف را نشان گرفته بود : 1 - اطّلاع از ميزان علاقه‌ى ائمه ( ع ) به حكومت و رهبرى . 2 - نشان دادن عدم قدرت سياسى و رهبرى علويان ! 3 - از بين بردن محبوبيّت اجتماعى و اسلامى آن‌ها با آلود نشان به مسائل سياسى . بنده به درستى نمىدانم كه فضل بن سهل صادقانه با مسئله‌ى ولايت عهدى امام ( ع ) برخورد داشته يا نه ؟ ولى از ايرادى كه نعيم بن خاذم تميمى يكى از دولتمردان عبّاسى