صادق آئينه وند
120
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )
شكوهمند شيعى را به خوبى مىدانست ، و با خصوصيّات اخلاقى انقلابيون آشنايى داشت ، چهگونه مىتوانست ، كسانى چون معاويه و يزيد و عبد الملك و وليد و منصور و متوكّل را به عنوان رهبر و سرپرست جامعهى اسلامى بپذيرد ، و در مقابلشان تمكين كند مگر همونيست كه در آن چكامهى سوزناك ، خطاب به ديدگان اشكبار خود ، از سرزمين قهرمانىها و قربانگاه فضيلت و شرف و حرّيت كربلا ، چنين ياد كرده است : يا عين في كربلا مقابر قد * تركن قلبي مقابر الكرب 9 اى ديدگان اشكبار ! در زمين كربلا عزيزانى به خاك خفتهاند كه دلم را گورستان اندوه و درد كردهاند . با آن تكيّه فراوانى كه امويان و عبّاسيان به نژادپرستى عربى و تحريك انگيزههاى قومى و نژادى عرب مىكردند و اهتمامى كه در زنده كردن مجدّد خلق و خوى قبيلهاى قديم به كار مىبردند ، آيا جز تهديدى جدى براى برادرى و برابرى اسلامى بود ، كه كرد و ترك و فارس و عرب را تحت لواى « لا إله إلّا اللّه » گرد آورده بود ؟ بههمين علّت و با تكيّه بر همين افكار و اعمال بود كه شاعر ما را بر آن مىداشت تا در برابر اينچنين افكار ارتجاعى و سير قهقرائى به نبرد برخيزد و از نفوذ و رشد آن جلوگيرى كند . مورّخان پيشين ، جز معدودى از آنان ، اغلب در جوّ انديشههاى حاكم روز به تحقيق مىپرداختند ، و با دربارها و دار الخلافهها و دار الإمارهها مرتبط بودند . از اينرو كمتر مىتوانستند ، شورشگران و مخالفان دستگاه بنى اميّه و بنى عبّاس را به خوبى ارزيابى كنند . بيشتر نوشتههاى آنها گرداگرد مسموعات و شايعات پرداخته از طرف امويان و عبّاسيان بود . امويان براى به زانو درآوردن هرانقلابى مبارزى كه در برابرشان قد برافراشته بود ، ابتدا براى ايجاد زمينهى روانى در مردم ، از تبليغات و شايعات و تهمت و افتراء عليه او استفاده مىكردند . به قول مردمان امروزى به جنگ سرد متوسّل مىشدند و به تدريج جوّ را براى سركوبى نظامى مخالفان آماده مىكردند . رواج اينگونه تهمتها ، چون زنديق ، خارجى و شعوبى ، از برنامههاى تبليغى آنها و ساخته و پرداخته دست مهرههاى فرهنگى نظام اموى و عبّاسى بود . چون اينگونه مورّخان اكثر جيرهخوار دستگاههاى حاكم بودند ، هرگز خارج از محدودهى تعيينشده