عبد الحسين بينش
42
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
براى ساليانى دراز ، مرجع علمى موثق و معتبر علمى دانشگاهها ، دانشپژوهان و دانشجويان غربى بود . « 1 » درس حاضر تلاشى است براى نشان دادن اين بعد از تمدن اسلامى ؛ و بر آن است تا چندين سده تلاش و تكاپوى علمى بىوقفهء مسلمانان را براى پروراندن دانشهاى جهانى در كانونهاى علمى خود و سپس انتقال آنها به ديگر مراكز علمى به بحث بگذارد و نقش سازندهء آنان را در پيشبرد كاروان دانش بشرى از خلال مباحث و موضوعات زير نشان دهد : - انتقال علوم به جهان اسلام - كانونهاى انتقال دانش جهانى به تمدن اسلامى - سرچشمهها - انتقال علوم اسلامى به غرب چنان كه از اين عناوين پيداست ، براى بررسى جريان مبادلهء علمى ميان تمدن اسلامى و ديگر تمدنهاى جهانى ، نخست انتقال علوم به تمدن اسلامى و سپس به كانونهاى علمى جهان به بحث گذاشته خواهد شد . 1 . انتقال علوم به جهان اسلام ايدهء تلاش براى جلب دانشهاى گوناگون به درون جامعهء اسلامى ، از آغازين دورهء پيدايش اسلام در ميان مسلمانان رايج بود . ولى آنچه زمينه مساعد و مناسب عملى شدن اين ايده را فراهم آورد ، همانا گسترش حوزهء جغرافيايى اسلام بود ؛ و در عصر موسوم به « عصر طلايى تمدن اسلامى » روند انتقال علوم بيگانه و عمدتاً غير دينى به تمدن اسلامى به اوج خود رسيد .
--> ( 1 ) . براى مثال از ابن سينا مىتوان ياد كرد كه آثار علمى و فلسفى او كتاب درسى دانشگاههاى مغرب زمين بوده است . دكتر نصر در اين باره مىنويسد : « تأثير ابن سينا در مشرق و مغرب هر دو عظيم بوده است . در جهان اسلام روح علمى او بر فعاليت عقلانى همهء زمانهاى پس از وى مسلط بوده و فلسفه و طب او تأثير زندهاى تا زمان حاضر داشته است . در باختر زمين وى را به لقب « امير پزشكان » مىشناختند و قرنها طرز فكر و آثار او بر علوم پزشكى استيلا داشت ، و نظرهاى علمى و فلسفى و كلامى او بر چهرههاى برجستهاى همچون آلبرتوس ماگنوس و قديس توماس آكوئيناس و دونس سكوتوس و راجر بيكن تأثير فراوان كرده است . » ( علم و تمدن در اسلام ، ص 44 - 45 )