عبد الحسين بينش
37
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
دانشجويان تنها كسب تجربهء استادان محدود نبود ، بلكه بايد مدارج علمى را نيز مىپيمودند و براى دريافت مجوز طبابت رسالهء علمى ارائه مىدادند . نمونههايى از اين بيمارستانها هنوز هم در شهرهاى هند و پاكستان مثل حيدرآباد و دكن موجود است . « 1 » 6 - 4 . رصدخانه از ديگر نهادهاى علمى و پژوهشى رصدخانه بوده است . پيدايش رصدخانه مولود پيشرفت دانش در جهان اسلام بود . دامنهء فعاليت اين نهاد در آغاز محدود و از تلاش يك منجّم فراتر نمىرفت ، ولى از سدهء سيزدهم ميلادى و پس از ساخته شدن رصدخانه به وسيلهء خواجه نصيرالدين طوسى ، به دستگاه علمى عظيمى تبديل شد كه دانشمندان در آن گرد مىآمدند و به كار رصد و تدريس مىپرداختند . « رصدخانهء مراغه الهامبخش و سرمشقى براى ساخته شدن رصدخانهء الغبيگ در سمرقند و رصدخانهء دورهء عثمانى در استانبول شد كه تقىالدين در آن رصد مىكرد . اين رصدخانه به نوبهء خود نمونهاى بود كه جَىْ سينْگه ( Jai Singh ) به تقليد از آنها در قرن دوازدهم / هجدهم رصدخانههايى در دهلى و جيپور ( Jaipur ) بنا كرد و نيز الگوى رصدخانههايى بود كه در اروپا به دست تو كوبرائه و كپلر ساخته شد . » « 2 » 7 - 4 . فرهنگستان علاوه بر نهادهايى كه كار آموزش علوم را برعهده داشتند ، نهادهاى ديگرى نيز در تمدن اسلامى وجود داشت كه مأموريت اصلىشان توليد علم بود . اين مؤسسهها بيشتر جنبهء دربارى داشتند و بودجهء آنها از سوى خلفا ، سلاطين و وزيران بزرگ تأمين مىگشت . مناسبترين نامى كه امروزه مىتوان بر اين نهادها گذاشت فرهنگستان و يا آكادمى است . ريشهء اصلى اين نهادها را بايد در فرهنگهاى ايرانى ، هندى و يونانى جست و جو كرد كه در اوج تمدن اسلامى به جوامع مسلمانان راه يافت . اين نهادها در كنار كاخهاى سلطنتى تأسيس شد و مديريت آنها نيز با خود حكمرانان بود . آنان با انگيزههاى علمى شخصى و در مواردى به خاطر همچشمى و رقابت با ديگران اقدام به ايجاد اين مؤسسهها مىكردند و بودجهء آنها از طريق منابع شخصى و يا دولتى تأمين مىشد .
--> ( 1 ) . علم در اسلام ، ص 30 ؛ علم و تمدن در اسلام ، ص 80 - 81 ( 2 ) . علم در اسلام ، ص 32 ؛ علم و تمدن در اسلام ، ص 72 - 80