عبد الحسين بينش
29
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
3 . خداوند از پيامبر ( ص ) مىخواهد تا براى فزونى يافتن دانش خويش دعا كند : وَقُل رَبِّ زِدْنِي عِلْماً . ( طه : 114 ) و بگو : پروردگارا بر دانش من بيفزا . 4 . از برنامههاى اصلى پيامبر ( ص ) در كنار تزكيه تعليم است : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ . ( جمعه : 2 ) اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد ، اگرچه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند . از سوى ديگر قرآن كريم دربردارندهء آيههايى است كه فهم آنها جز در پرتو علوم تجربى امكانپذير نيست . چنانكه هر اندازهء علوم به پيش مىرود ، حقايق قرآنى نيز آشكارتر مىگردد . براى مثال در آيهء شريفهء زير جنين انسان به زالو تشبيه گرديده است : وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِن طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ . ( مؤمنون : 14 ) هر آينه ما انسان را از گل خالص آفريديم . سپس او را نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم . آنگاه از آن نطفه لختهء خونى آفريديم و از آن لختهء خون پاره گوشتى و از آن پاره گوشت ، استخوانى آفريديم و استخوان را به گوشت پوشانيديم . باز او را آفرينشى ديگر داديم . در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان . « 1 »
--> ( 1 ) . چند سال پيش گروهى از علماى عربستان در نامهاى به دانشگاه تورنتوى كانادا عنوان مىكنند كه در قرآن كريم جنين انسان به زالو تشبيه شده ، ولى آنها دانش كافى براى درستى اين ادعا را ندارند و از آن دانشگاه مىخواهند كه در اين باره به طور علمى پژوهش كند . دانشگاه ، محقق جنينشناسى به نام آقاى كيث مور ( ) را كه آثار علمى او به عنوان كتاب درسى در دانشگاهها تدريس مىشد ، مأمور پژوهش در اين باره مىكند . آقاى مور به رياض مىآيد . همهء آنچه او نياز دارد از زبان عربى برايش ترجمه مىشود . وى سپس به تورنتو بازمىگردد و سراغ آزمايشگاه جنينشناسى مىرود و از متخصصان مىخواهد تا اسلايدهايى را از زالو و جنين در اختيارش بگذارند . وقتى آنها را كنار هم مىنهد و با يكديگر مقايسه مىكند ، با كمال شگفتى مىبيند كه دو تصوير عين يكديگر است . اين خبر در روزنامهها منعكس مىشود و با تيتر درشت مىنويسند كه در يك كتاب - به زعم آنان - كهنه و قديمى مطالب شگفتانگيز علمى يافت شده و داستان را نقل مىكنند ؛ و مردم كانادا از شنيدن آن بسيار شگفتزده مىشوند . آقاى مور در مصاحبه با خبرنگار - نويسنده مقاله - مىگويد : چيزهايى كه در قرآن دربارهء مراحل رشد انسان آمده تا سى سال پيش براى كسى شناخته شده نبود و اين سخن قرآن كه جنين انسان مانند زالو است ، براى او نيز تازگى داشت . او مىگويد : من صحت اين ادعا را جستوجو كرده و پس از حصول اطمينان آن را در كتابهاى درسىام گنجاندهام . خبرنگارى مىپرسد : درست است كه اعراب دانشمند نبودهاند ، ولى آيا فكر نمىكنيد كه يكى از آنها بىباكانه شكمى را پاره كرده و حالت جنينى را با چشم ديده باشد . آقاى مور پاسخ مىدهد : « شما بايد يك نكتهء مهم را به ياد داشته باشيد و آن اينكه جنين موجودى ميكروسكپى است ، در حالى كه از اختراع اين دستگاه بيش از دويست سال نمىگذرد . مگر اينكه بگوييد كسى در آن روزگار ميكروسكپى داشته و جنين را با شيوهاى كه شما مىگوييد - بدون هيچ خطايى - ديده و سپس آن دستگاه را نابود كرده و يا براى هميشه پنهان نگاه داشته است . سپس به ترتيبى اين تجربه را به محمد آموخته و از او خواسته است تا آن را در كتابش بگنجاند ! » هنگامى كه از آقاى مور دربارهء تفسير وجود چنين آياتى در قرآن مىپرسند ، او پاسخ مىدهد كه « قرآن چيزى جز وحى الهى نمىتواند بوده باشد . » ( نقل از مقالهء " " خ - قرآن شگفتانگيز - در ( . / . . / : )