عبد الحسين بينش
191
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
جانشينان آتاترك نيز راه او را ادامه دادند و روند دينزدايى ، بدون هيچ مخالفتى جدى ، تداوم يافت ؛ و اتفاق جالبى كه در دوران جمهوريت تركيه افتاد ، تفسير جديدى بود كه از سوى تركان دربارهء اسلام ارائه گرديد . واقعيت قضيه اين است كه گرچه دين از صحنهء سياسى تركيه كنار نهاده شد ، ولى ريشههاى اجتماعى آن بسيار قوىتر از آن بود كه بتوان به آسانى آن را از جامعه زدود . اين در حالى است كه نظام سياسى تركيه به هيچ روى قصد بازگشت از مسير خويش را ندارد . در نتيجه انديشمندان ترك درصدد ارائهء تفسيرى نو از اسلام برآمدند كه هم با سياستهاى ضد دينى تركيه و هم با گرايشهاى دينى مردم سازگار و همسو باشد . گويا مناسبترين راه حلى كه برگزيده شد ايجاد تقابل ميان فهم عرب و ترك از اسلام بود . تركها مدعى شدند كه ضرورتى ندارد آنها نيز همان تفسير عربها از اسلام را بپذيرند . بلكه به باور آنان ، اسلام از چنان ظرفيتى برخوردار است كه مىشود از آن تفسير و الگويى سازگار با شرايط سياسى و اجتماعى تركيه ارائه داد . اما چنين تفسيرى هيچگاه مورد پذيرش جوامع غير ترك قرار نگرفت . پرسش : اين ديدگاه را كه اسلام را مىتوان چنان تفسير كرد كه با شرايط زمانه و حتى با سياستهاى دينزدايانه سازگار باشد ، چگونه ارزيابى مىكنيد ؟ نتيجهگيرى مسلمانان ، مثل همهء جهانگشايان ديگر ، در هر سرزمينى كه پيش رفته و آن را به تملك درآوردهاند ، در مقابل چيزى كه ستاندهاند ، چيزى را نيز از كف دادهاند و به ازاى تأثيرى كه گذاردهاند ، خود نيز تأثير پذيرفتهاند . پيشروى تركان عثمانى در ممالك اروپايى و سرنوشتى كه دستگاه خلافتشان بدان مبتلا گرديد ، از مصاديق روشن اين رسم كلى روزگار يعنى عمل و عكسالعمل است . چنانكه خوانديم ، امپراتورى عثمانى ، دولت بيزانس را برانداخت . شكى نيست كه در آن هنگام هم عثمانيها و هم ديگر مسلمانان از اين پيروزى بزرگ خوشحال بودند ؛ چرا كه توانسته بودند با زور بخشى از دارالحرب را به دارالاسلام برگردانند . ولى چنان كه ديديم ، ماجرا به همين جا خاتمه نيافت . آنان در مقابل اين موفقيت تاوانى بزرگ پرداختند . پس از