عبد الحسين بينش

182

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

فصل ششم تمدن اسلامى در آسياى صغير و بالكان ( امپراتورى عثمانى ) آسياى صغير كه بخشى از قلمرو امپراتورى بيزانس - روم شرقى - به شمار مىرفت ، در سال 463 ه ، از سوى آلب ارسلان - دوّمين پادشاه سلجوقى - مورد حمله قرار گرفت . وى سپاه رومانوس چهارم ( رومانوس - ديوگنس ) را در هم شكست ، خود او را به اسارت درآورد و قلمرو او را در قبضهء قدرت خويش گرفت . از آن پس آسياى صغير همچون بخشى از قلمرو سلاجقهء بزرگ ايران به وسيلهء دست نشاندگان ترك آنان اداره مىگرديد ؛ كه به دليل دورى قلمروشان از مركز دولت سلاجقه از نوعى استقلال نيز برخوردار بودند . به هر روى ، حاكميت آسياى صغير ميان اقوام ترك دست به دست مىشد ، تا آنكه نوبت به آل عثمان رسيد . حكمرانان اين خاندان پس از تحكيم مبانى قدرتشان در قلمرو اصلى ، پا را بسيار از آن فراتر نهادند و علاوه بر تصرف بخشهاى گسترده‌اى از آسيا و آفريقا ، شبه جزيرهء بالكان در جنوب شرقى اروپا را نيز ضميمهء خاك خويش ساخته ، امپراتورى بزرگ ، نيرومند و ديرپاى عثمانى ( 1299 - 1922 ) را پديد آوردند . اين امپراتورى كه بخشهاى وسيعى از جهان اسلام را در تصرف داشت ، به روزگار سلطنت سلطان سليم يكم ( 1512 - 20 ) داعيهء خلافت اسلامى به خود گرفت . سليم در لشكركشى به مصر ( 1517 ) و تصرف قاهره ، مدعى شد كه آخرين بازمانده شبه خلافت عباسى در مصر ، مقامش را به وى تفويض كرده است ؛ و از آن پس سلاطين عثمانى لقب خليفه گرفتند و حكومت خود را تداوم خلافت اسلامى قلمداد مىكردند . آنچه در آسياى صغير و بالكان از آثار تمدنى اسلام باقى است ، محصول روزگار امپراتور عثمانى است . گرچه آنان در جاى جاى قلمروشان آثار تمدنى فراوانى از خود بر جاى نهاده‌اند ،