عبد الحسين بينش

16

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

فرهنگهاى فرعى نيز داشته باشد كه از منشأ ملى ، دين و اوضاع اجتماعى حاصل مىشود . چنان كه بر عكس از طريق تماسهاى صلح‌آميز يا قهرى فرهنگى ، ممكن است يك فرهنگ مشترك مورد قبول چند جامعهء مختلف قرار گيرد . اين عمل متضمن همفرهنگى است و آن فرايندى است كه به وسيلهء آن اعضاى يك گروه آداب و عادات گروه ديگر را مىپذيرد . « 1 » فعاليت : با همكلاسان به گفت و گو بنشينيد و تعريفهاى ارائه شده دربارهء فرهنگ و تمدن و نيز ارتباط آنها با يكديگر را جمع‌بندى كنيد . 2 . مفهوم تمدن اسلامى تمدنى كه روزگارى به نام اسلام بر بخشهاى گسترده‌اى از جهان حكمفرما شد ، محصول تلاش و كوشش دو دسته از اقوام و ملتها است . دستهء نخست كسانى بودند كه با ظهور و دعوت اسلام كيش پيشين خود را كنار نهادند و به اسلام گرويدند . دستهء دوم كسانى بودند كه آيين گذشتهء خودرا حفظ كردند و به عنوان همپيمان و معاهد ، همچنان در قلمرو اسلامى به زندگى خود ادامه دادند . اين هر دو گروه در دوران گسترش اسلام با حفظ نوعى وابستگى به فرهنگ بومى خود ، جذب اصول و ارزشهاى اسلامى گشته و تمدن بزرگ اسلامى را رقم زدند . اما در يك نگاه دقيق‌تر مىتوان تمدن اسلامى را شامل دو جنبه دانست . يك جنبهء آن به وسيلهء خود اسلام پديد آمد و در پرتو خلاقيت و ابتكار مسلمانان بسط و گسترش يافت . در حقيقت منشأ اين جنبه از تمدن اسلامى قرآن و سنت پيامبر ( ص ) ، و اهل بيت ( ع ) بود . اما جنبهء ديگر تمدن اسلامى ، نه ابداع مسلمانان ، بلكه ميراث به جاى مانده از تمدنهاى پيشين در قلمرو اسلام بود كه به دست مسلمانان توسعه و تكامل يافت و به رنگ اسلام درآمد . در طول دوران گسترش ، فرايند جذب تمدنهاى گوناگون به تمدن اسلامى يا به تعبيرى اسلامى شدن تمدنها ، ادامه يافت . ملتهايى كه اسلام را پذيرا گشتند به فرهنگ و تمدن خويش نيز رنگ اسلامى بخشيدند و خود را با ارزشها و اعتقادات اسلامى هماهنگ ساختند .

--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر ر . ك . دايرة المعارف فارسى ، واژهء « فرهنگ »