عبد الحسين بينش
148
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
شهر بيتالمقدس تأليفهاى مستقلى را به خود اختصاص داده است . در اين مبحث ، متناسب با حجم گفتار ، به معرفى چند اثر اسلامى كه از آوازه و اهميت بيشترى برخوردارند بسنده مىگردد . 1 - 2 - 2 . جامع دمشق : جامع اموى دمشق را سمبل هنر اسلامى خواندهاند . گنبدها ، منارهها ، شيشههاى رنگين ، مرمرها ، كاشيكاريها ، آبطلاكاريها ، آويزهاى طلا و پردههاى ابريشمين اين مسجد ، يادآور شكوه تمدن اسلامى است . جامع دمشق را يكى از عجايب چهارگانهء جهان خواندهاند . اين مسجد پيشينهاى بس كهن دارد . نخست معبد آراميها بود . سپس روميها در جاى آن معبد ساختند و پس از آنكه مسيحيت آيين رسمى امپراتورى بيزانس گرديد ، آن را به كليسا تبديل كردند . آنگاه كه مسلمانان بر دمشق چيره گشتند ، آنجا را ميان خود و نصارا تقسيم كردند . تا آنكه دوران حكومت وليد بن عبدالملك فرا رسيد . وى در صدد برآمد تا همهء آن بنا را به مسجد تبديل كند و از مسيحيان خواست كه سهم خود را به مسلمانان واگذار كنند . آنان نپذيرفتند . اما وليد تصميم خويش را گرفته بود و ويران كردن كليسا را به دست خودش آغاز كرد . آنگاه ساخت بنايى با شكوه را به جاى آن آغاز كرد . « 1 » چون روزگار عمر بن عبدالعزيز فرا رسيد بر آن شد تا زيورهاى گرانبهاى مسجد را كه به گمان وى زايد بود به بيتالمال بازگرداند ، گرچه مردم اظهار ناخشنودى كردند ، ولى سودى نداشت ، تا آنكه ده تن از مسيحيان از سوى پادشاه روم به ديدار مسجد آمدند و از مشاهدهء آن شكوه و هيبت به شگفت آمدند و گفتند : ما روميان گمان مىكرديم كه دوران حكومت عرب اندك خواهد بود ، اما اينكه با ديدن اين بنا يقين داريم كه روزگارشان دير خواهد پاييد . » چون اين خبر به عمر بن عبدالعزيز رسيد ، از تصميم خويش بازگشت . « 2 » 2 - 3 - 2 . مسجد الاقصى : سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . ( اسراء : 1 ) پاك مطلق است خداوند قادر متعال كه بندهء مخلص خود را شبى از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه اطراف آن را بركت بخشيده بوديم سير داد تا برخى از نشانههاى خويش را به او نشان دهيم . همانا خداوند شنواى بيناست .
--> ( 1 ) . سوريه ، ناصح صبحخيز و زهرا فرد ، ص 101 - 102 ؛ معجم البلدان ، واژهء « دمشق » ( 2 ) . معجم البلدان ، واژهء دمشق