عبد الحسين بينش
142
آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )
تركيه ، سوريه و عراق را دربرمىگيرد . گويا كه نام بينالنهرين از مسوپوتاميا ( mesopotamia ) ى يونانى به معناى ميان رود گرفته شده باشد . در نوشتههاى روزگار اسلامى از آن به نام جزيره نيز ياد شده است . عربها بخش شمالى بينالنهرين را جزيره و بخش جنوبى آن را عراق - كه معناى چندان روشنى ندارد - ناميدند . جلگه يا دشت بينالنهرين و نيز فلات جزيره در محدودهء بينالنهرين واقع شدهاند . جلگه مذكور در بخش جنوبى رودهاى دجله ، فرات و كارون واقع است و تا كرانههاى خليج فارس امتداد دارد . چنان كه شهرهاى بغداد ، بصره و نيز آبادان در قلمرو جلگهء بينالنهرين واقعاند . طول رودخانهء دجله 1840 و فرات 2850 كيلومتر است كه از شمال به جنوب جريان دارند و پس از گذار از نواحى كوهستانى به فاصلهء چهارصد كيلومتر از يكديگر وارد دشت مىشوند ، و فاصلهء آنها در نزديكى بغداد به 32 كيلومتر مىرسد . سرانجام دو رودخانه در قورنه ( قرنه ) واقع در 96 كيلومترى بصره به يكديگر مىپيوندند و اروندرود را تشكيل مىدهند . بينالنهرين عليا ( جزيره ) به سه ديار ( سرزمين ) بخش مىگرديد كه عربها آن را به نامهاى سه قبيلهء ربيعه ، مضر و بكر ، ديار ربيعه ، ديار مضر و ديار بكر مىناميدند . جغرافىنويسان اسلامى از عراق ( سواد ) و جزيره به صورت دو سرزمين جداگانه نيز ياد كردهاند و سواد را « دل ايرانشهر » ناميده و آن را قلب العراق معنا كردهاند . « 1 » 2 . پيشينهء تمدنى از هزارهء ششم پيش از ميلاد ، كوهپايههاى زاگرس و حوزهء رودخانهء دجله در شمال عراق زيستگاه كشاورزان و گلهداران عصر نوسنگى بود . باستانشناسان به نمونههايى از مراحل تمدن و فرهنگ در اين نواحى دست يافتهاند . دولت بابل در بخش جنوبى بينالنهرين در اوايل هزارهء دوم قبل از ميلاد و دولت ميتانى در شمال بينالنهرين در اراضى سوريه از سدهء شانزدهم قبل از ميلاد پديد آمدند . پايتخت بابل شهرى به همين نام بود كه در زبان اكدى آن را بابيلو مىناميدند . اين شهر در بخش شمال بينالنهرين در ساحل فرات واقع بود كه ويرانههاى آن در نزديكى شهر كنونى حلهء عراق باقى است . . .
--> ( 1 ) . دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، واژهء بين النهرين