فاطمه جان احمدى
83
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
تحولى عظيم در تاريخ علم پديد آورد . « 1 » آثارى چون كتاب اول منظومه رياضى و منظومه روابيع و مِگيستى منسوب به اوست . اين دو كتاب اخير در عصر نهضت ترجمه اسلامى به زبان عربى برگردان شدند . كتاب روابيع به دليل اهميت ، يكبار توسط يوسف بن حجاج بن مطر و بار ديگر توسط ابويحيى بطريق به عربى ترجمه شد و كتاب مِگيستى نيز ضمن برگردان به عربى ، المَجِسطى نام گرفت « 2 » و بارها مورد استناد منابع اسلامى قرار گرفت . « 3 » افزون بر اين ، آثار جغرافيايى بطلميوس كه حاوى نقشه بود ، مبناى آثار جغرافىنگاران اسلامى به ويژه خوارزمى واقع شد . با از رونقافتادن و يا ويران شدن مدرسه اسكندريه ، تمامى ميراث علمى آن به ساير مدارس آسياى غربى چون نصيبين ، رُها ( ادسا يا اورفا ) و انطاكيه و از آنجا به جندىشاپور و سپس به بيتالحكمهء بغداد انتقال يافت . 4 . تمدن سريانى سرزمين شام از دورترين زمان تاريخى مسكن اقوام سريانى بوده است . به دليل نزديكى مرزهاى جغرافيايى اين منطقه با يونانيان ، ارتباط نزديكى ميان كانونهاى علمى آنها وجود داشت . پنج مدرسه فعال اين منطقه ، مدارس رُها ، نَصيْبَين ، قِنسَّرين ، آمِد و حرّان بودند . پس از ويرانى مدرسه آتن و رونق يافتن مركز علمى اسكندريه ، مسيحيان اين مناطق به منظور دستيابى به علوم روزِ منطبق بر دانش كليسايى ، در رونق مراكز علمى شام كوشيدند و در انتقال علوم از ساير نواحى به اين مدارس جهدى وافر نمودند . در اين مراكز علمى ، تعليم و تعلّم فلسفه و طب با زبان سريانى انجام مىشد . مدرسه رُها كه در منابع جغرافيايى به نامهاى ادسا و اورفا نيز شهره است ، « 4 » از ساير مدارس سريانى بزرگتر و پيشرفتهتر مىنمود . اين مدرسه از اواخر قرن دوم ميلادى آغاز به كار كرد و علومى كه در آن تدريس مىشد ، فلسفه ، خطابه ، الهيات ، طبيعيات ، نجوم و جغرافيا بود . دانشمندان و علمآموزان بسيارى از ايران ، هند ، يونان و همچنين قبطيان مصر در آنجا گردآمده و به كار ترجمه و تدوين آثار
--> ( 1 ) . ابن جلجل ، طبقات الاطباء و الحكماء ، ص 36 . ( 2 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 329 . ( 3 ) . خواند مير ، حبيب السير فى اخبار افراد بشر ، ج 2 ، ص 207 . ( 4 ) . بنگريد به : پيكولوسكايا ، شهرهاى ايران در روزگار پارتيان و ساسانيان ، ترجمه عنايتالله رضا ، ص 72 .