فاطمه جان احمدى
51
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
بخش دوم : تمدن اسلامى مقدمه اسلام دينى است با مجموعهاى از بايدها و نبايدها ، بايستها و نابايستها ، شايستها و ناشايستها كه همهء آنچه بشر براى تعالى خويش بدان نيازمند است ، در اختيارش مىنهد . اين نوع جهانبينىِ برخاسته از متن آموزههاى قرآنى و سيره نبوى و اولياى الهى ، چگونگىزيستن و انتخاب راه و روش زندگى صحيح را به بشر مىآموزاند و از سويى نوع نگرش به جهان و حيات پيرامون انسانى ، كيفيت بهرهبردارى از مواهب الهى و چگونگى تعامل با ساير فرهنگها و تمدنها را به وجود مىآورد كه با همهء نظايرش متفاوت است . زيرا يك سوى آن در تاريخ و هويتِ تمدن بشرى است - و برآيند مجاهدات بشر در طى تاريخ مىباشد - و سوى ديگرش در حيات پرمايه دينى و معنوى كه انبياى الهى تقديم داشتهاند . در واقع همين شكلِ تلفيقى ، بر غناى آن مىافزايد و مخاطبان بسيارى را به خود مىخواند . آنچه تمدن اسلامى را از ساير تمدنها جدا مىكند ، همين اختلاف معنايى و محتوايى آن با ساير تمدنهاست . شكل متفاوت تكوين و نوع خيزش اين تمدن به همراه بالندگى و اوج و فراز آن از جاذبههاى تحقيقاتى ، موضوع فرهنگ و تمدن اسلامى است . علاوه بر اين ، قوانين حاكم بر آن ، ارزشهاى اسلامى و ملاكهاى برترى در فرهنگ اسلامى ، موجبات تمايز فرهنگ و تمدن اسلامى را با ساير تمدنها به وجود آورده است . در اين بخش مىكوشيم تا از علل و عوامل موجِد تمدن اسلامى به انضمام اركان و شاخصههاى آن تصويرى روشن ارائه كنيم . تعريف تمدن اسلامى تمدن اسلامى ، تمدنى دينى است كه همه مؤلفههاى آن بر محور دين اسلام مىگردد . به دليل وجود همين پسوند پرمايه ، از يك سو قابليت تحديد زمانى و تعريف معنايى دارد ؛ زيرا آغاز و انجامش مشخص است و از سوى ديگر ، داراى گستردگى مفهومى و موضوعى بسيارى است كه