فاطمه جان احمدى

241

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

جهان اسلام به وخامت گراييد . تركان وابسته به دربار و عرب‌هاى عامل خلافت به جان مردم افتاده ، براى افزودن اندوخته‌هاى خود هر بيدادى را پيشه كردند . همه‌جا تاراج بود : خلفا اموال وزيران را مصادره مىكردند و وزرا اموال عُمال را مىگرفتند « 1 » و عُمال نيز جان و مال مردم را به يغما مىبردند . در اين اوضاع ، عده‌اى گريختند ، و بسيارى ديگر نيز راه گريزى جز تن سپردن به هر ذلتى نداشتند . خشونت و قساوتْ موج نارضايتى و شورش را در همه‌جا برانگيخت . در اين ميان ، فرقه‌گرايى و صف‌بندىهاى سياسى و دينى هم بر آشفتگى اوضاع دامن مىزد . خلفاى عباسى كه از نفوذ ايرانيان بيم داشتند و حمايت سران قبايل عرب را نيز از دست داده بودند ، با تكيه بر تركان كوشيدند تا اوضاع را آرام كنند ، اما شيرازهء كار از هم گسيخته شده و دست‌درازى غلامان ترك بر جان و مال و ناموس مردم بر دشوارى اوضاع افزوده بود . تاراج خانه‌ها و يغماى اموال و قتل عام عمومى ادامه يافت ، « 2 » از اين رو خليفه به‌ناگزير مركزيت خلافت را از بغداد به سامرا تغيير داد ، اما اين سياست نيز نتوانست از وخامت اوضاع بكاهد . ضعف دربار خلافت و مشكلات داخلى بسيار و از ديگر سو قدرت‌گيرى عنصر ترك در مركزيت خلافت موجب شد اوضاع سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آشفته گردد . نافرمانىها ، شورش‌هاى مختلف عمومى و دسته‌بندىهاى فرقه‌اى نيز مرتب رخ مىداد . « 3 » بىترديد در چنين شرايطى تحريك دشمنان خارجى چون روميان و مغولان - كه سال‌ها در صدد بودند تا براى حمله به مرزهاى اسلامى فرصتى بيابند - مسلّم به نظر مىرسيد . « 4 » بنابراين در اواخر دورهء خلافت عباسيان ، دربار خلافت تنها سايه‌اى از اقتدار پيشين خود را حفظ كرده بود و خليفه بازيچه‌اى بيش در دست غلامان ترك نبود . نتايج عوامل درونى عوامل درونىِ انحطاط تمدن اسلامى تأثيرات بسيارى در جامعه اسلامى بر جاى نهاد ؛ از جمله كسادى بازار علم و دانش ، فرار انديشمندان عرصه علم ، انفعال فرهيختگان عرصه عمل ،

--> ( 1 ) . براى نمونه بنگريد به : ابن طقطقى ، تاريخ فخرى در آداب ملك‌دارى و دولت‌هاى اسلامى ، ترجمه‌محمد وحيد گلپايگانى در صفحات متعدد ؛ آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 1 ، ص 131 - 116 . ( 2 ) . احمد امين ، ظهر الاسلام ، ص 13 - 9 . ( 3 ) . همان ، ص 21 . ( 4 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 1 ، ص 16 .