فاطمه جان احمدى
239
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
جنگى مىخواست . حاكم موصل گفت : « به خواستههاى اين دو نفر بنگريد و بر اسلام و مسلمانان گريه كنيد . » « 1 » افزون بر اين ، دنياگرايى حكمرانان و خلفاى اسلامى ، انحطاط نظام سياسى تمدن اسلامى را نيز در پى داشت . انس و عادت اربابان قدرت به تنآسانى و راحتطلبى ، شجاعت و دلاورى آنها را از ميان برد و در فساد و تباهى غرقشان نمود . بدين رو بدفرجامى دولت فرا رسيد و زمينهء زوال و سقوط نظام سياسى فراهم مىشد . شاها ز مى گران چه بر خواهد خاست * وز مستى هر زمان چه بر خواهد خاست شه مست و جهان خراب و دشمن پس و پى * پيداست كزين ميان چه بر خواهد خاست « 2 » پنج . جنگهاى داخلى هرج و مرجهاى درونى ناشى از اختلافات دنياگرايان دينمدار در عرصهء حكومتى و غيرحكومتى ضعف دربار خلافت اسلامى را موجب شد . رقابت و مخالفت دربار خلافت اسلامى بغداد و مصر و از سويى روى كار آمدن حكمرانان و واليان قدرتمند سياسى ، شرايط مناسبى را براى تجزيه سرزمينهاى اسلامى فراهم نمود . بر همين اساس مناطقى چون شام ، مصر ، مغرب ( مراكش ) ، تونس و يمن طرفدار فاطميان شدند و ايران بزرگ و بينالنهرين و شمال آن نيز از طرفداران عباسيان بهشمار آمدند . دو شهر مكه و مدينه نيز به دليل اهميت بسيارِ مذهبى ، ميان خلفاى فاطمى و عباسى دست به دست مىچرخيد . در كنار منازعات سياسى و رقابتهاى بر سر قدرت ، نحلههاى فكرى و رهبران مذهبى نيز براى دستيابى به امتيازاتى سر به شورش برداشته و هريك رأيت مخالفت افراشتند . قيامهاى مكرر علويان و زيديان و شورشهاى سادات حسنى و يا مخالفتهاى خوارج و اسماعيليان ، اوضاع آشفتهاى را در مركز خلافت اسلامى و يا مناطق تابعه ايجاد كرد . بدين رو سيادت مذهبى و سياسى عباسيان كاهش يافت و نشانههاى زوال نمايان شد . شش . تجزيه امپراتورى اسلامى در نتيجهء هرج و مرجهاى داخلى در قرن چهارم هجرى رفتهرفته امپراتورى بزرگ اسلامى ميان
--> ( 1 ) . همان ، ص 61 . ( 2 ) . همان ، ص 59 .