فاطمه جان احمدى

23

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

گوته نيز بر سودمندى تاريخ صحّه مىنهد : « اگر تاريخ مورد حاجت هست ، براى كمك به زندگى و عمل است ، نه براى آنكه انسان را از زندگى و عمل بازدارد . » فردريش ويلهلم نيچه نيز در سودمندى و ناسودمندى تاريخ مىنويسد : نشاط ، وجدان آسوده ، اقدام بىدغدغه خاطر و ايمان به آينده ، همه اينها - چه در مورد فرد و چه در مورد ملت - بستگى به آن دارد كه خط مميزه‌اى بين آنچه آشكار و پديدار است ، با آنچه تيره و ناديدنى است ، وجود داشته باشد ؛ وابسته به آن است كه شخص بتواند به‌هنگام ، فراموش كند و به‌هنگام به ياد بياورد و با احساس قوى غريزى وقتى ضرورت تجربهء تاريخى يا غيرتاريخى وجود دارد ، مشاهده كند . « 1 » همو مىافزايد : تاريخ بيش از همه به انسانِ فعال و قوى متعلق است ؛ به آنكه درگير نبردى عظيم است و به اسوه‌ها ، آموزگاران و تشفىبخشان نياز دارد . « 2 » سرانجام اينكه : هر فرد و هر ملتى طبق اهداف خويش و توانايىها و نيازهاى خود محتاج معرفت خاصى از گذشته است ؛ گاهى به عنوان تاريخ عظمت ، گاهى به عنوان يادوارگى و گاهى به عنوان تاريخ انتقادى . . . . آن هدف عبارت از رابطه طبيعى يك عصر ، يك فرهنگ و يك ملت با تاريخ است و سبب پيدايش اين عطش شديد و تعديل‌شده ، بر حسب درجه ، نيازى است كه نيروى باطنى خلاقيت بر آن احاطه دارد ؛ يعنى آن معرفتِ از گذشته در تمام ايام فقط در خدمت آينده و حال مورد نياز است ، نه براى تضعيف حال و نه براى از بنيان برافكندن آينده‌اى كه سرشار از حيات است . « 3 » بنابراين مطالعه تاريخ به ويژه تاريخ تمدن اسلامى كه بخش‌هاى گمشده هويت مسلمانان را

--> ( 1 ) . فردريش ويلهلم نيچه ، سودمندى و ناسودمندى تاريخ ، ترجمه عباس كاشف و ابوتراب سهراب ، ص 18 و 19 . ( 2 ) . همان ، ص 26 . ( 3 ) . همان ، ص 42 .