فاطمه جان احمدى
21
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
را در دو حوزه « علم حوادث گذشته بشرى » و « علم قوانين اين حوادث » خلاصه كردهاند . « 1 » پارهاى از صاحبنظران نيز تاريخ را بازتاب درگيرىها ، تضادها و مبارزات جوامع مختلف بشرى با يكديگر مىدانند و گاه در تعريفى كلىتر ، تاريخ را بسان نوارى دانستهاند كه همهء درگيرىها ، صلحها ، حوادث و ديگر مسائل جوامع روى آن ضبط شده است . « 2 » ابنخلدون ، متفكر بزرگ اسلامى در تعريف اصطلاحى تاريخ مىنويسد : تاريخ ، انديشه و تحقيق در باره رخدادها و مبادى آنها و كندوكاوى دقيق براى يافتن علت آنهاست . تاريخ علمى است در باره چگونگى وقايع ، موجبات و علل واقعى آنها . به همين دليل تاريخ از حكمت سرچشمه مىگيرد و سزاوار است تا از دانشهاى آن محسوب شود . « 3 » وى در ادامه مىافزايد : بايد دانست كه حقيقت تاريخ خبردادن از اجتماع انسانى ، يعنى اجتماع جهان و كيفياتى است كه بر طبيعت اين اجتماع عارض است ؛ چون توحش ، همزيستى ، عصبيتها و انواع جهانگشايىهاى بشر و چيرگى گروهى بر گروه ديگر و آنچه از اين اجتماع ايجاد مىشود . « 4 » امام خمينى قدس سره نيز در تعريف تاريخ آورده است : بدان كه بسيارى از علوم است كه بر تقديرى ، داخل يكى از اقسام ثلاثه است كه رسولاكرم صلى الله عليه و آله ذكر فرمودند ؛ . . . مثل علم تاريخ و امثال آن ، در صورتى كه با نظر عبرت به آنها مراجعه كنيم ، پس آنها داخل شوند در « آيه محكمه » كه به واسطه آنها علم به الله يا علم به معاد حاصل يا تقويت شود . « 5 » بنابراين تاريخ تمدن اسلامى يعنى بررسى سير تحول تمدن اسلامى در واحد زمان كه شامل
--> ( 1 ) . صادق آيينهوند ، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 57 . ( 2 ) . يعقوب جعفرى ، بينش تاريخى قرآن ، ص 10 . ( 3 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، ص 4 . ( 4 ) . همان ، ص 35 . ( 5 ) . سيد روح الله موسوى خمينى ( امام ) ، چهل حديث ، ص 396 .