فاطمه جان احمدى
199
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
مهمترين عناصر تزئينى هستند « 1 » كه بعدها در عصر سلجوقيان به اوج كمال خود نزديك شدند . منابر دوره اسلامى يكى از بهترين نمونههايى بود كه مىتوانست هنر چوببرى و منبتكارى به بهترين شكل در آن متجلى شود . از عالىترين شاهكارهاى صنعت چوببرى ، منبر مسجد قيروان است كه در عصر هارونالرشيد ساخته شد و سپس توسط يكى از امراى قيروان به آنجا منتقل گرديد . تزئينات اين منبر بيانگر مهارت و دقت در جزئيات و تنوع سطوح برجستهكارى است . بسيارى از يافتههاى منبتكارى و چوببرى عصر هارونالرشيد كه در بغداد و مصر بهدست آمده است ، امروزه در موزه متروپوليتن نگاهدارى مىشود . حجارىها و گچبرىهاى اين عصر مؤيد اسلوب جديد طراحى تزئينى و ظرافت هنرمند مسلمان است . در صنعت فلزكارى نيز ذوق و هنر هنرمندان ايرانى موج مىزند . ظروف سيمين و زرّين در اين عصر با اشكال و صور انسانى به سبك ساسانيان ساخته مىشد . سه . معمارى يكى از دستاوردهاى مهمى كه سياست شهرسازى عباسيان در پى داشت ، بناى شهر بغداد است . منصور دومين خليفه عباسى ( 158 - 136 ق ) براى ساختن اين شهر تمامى مهندسان و آگاهان فن معمارى را از اقصى نقاط فراخواند و به اشارت فضل بن نوبخت در ساعتى سعد در سال 141 هجرى در بهترين منطقه جغرافيايى منطبق با اصول شهرسازى بنا گرديد . مكان بىنظير شهر و پلان مدوّر آن ، مفهوم كيهانى كانون امپراتورى عالم را به ذهن متبادر مىكند . نزديكى بغداد به فلات ايران و كانون التقاط پر ترددترين راههاى تجارى از سويى ، و دسترسى به آبهاى آزاد از سوى ديگر ، شرايطى عالى را براى آنجا فراهم كرد . كالاهاى نفيس و متاعهاى ايرانى زينتبخش بازارهاى بغداد شد « 2 » و خيلى زود دارالسلامِ نوبنياد عباسى ، مركزيت سياسى ، تجارى و فرهنگى جهان اسلام را يافت و به بابالدوله و شهر افسانههاى هزار و يك شب مبدّل شد .
--> ( 1 ) . امتياز روش يا سبك هنر عباسى در اين است كه در متون تطبيقى و فرعى همان تزئينات ساسانى را بهكار بستند ، هرچند تحسينات و تصرفات جزئى را در برخى از آنها اعمال نمودند تا از خشونت ظاهرى آثار بكاهد و به زيبايى و پرمفهومى آنها بيفزايد . ( بنگريد به : زكى محمد حسن ، تاريخ صنايع ايران بعد از اسلام ، ترجمه محمد على خليلى ، ص 10 به بعد . ) ( 2 ) . يعقوبى ، البلدان ، ترجمه آيتى ، ص 11 . نيز بنگريد به : ن . و . پيكولوسكايا و ديگران ، تاريخ ايران ازدوران باستان تا پايان سده هجدهم ميلادى ، ترجمه كريم كشاورز ، ص 179 .