فاطمه جان احمدى

191

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

شگرف آن ؛ جملگى گوياى تغيير نگرش هنرمند مسلمان در پردازش هنر اسلامى است ؛ بدين بيان اشياى تجملى سريانى و يا ايرانى پيش از اسلام ، با كاربرد تجملى براى فرمانروايان و يا حاكمان عمدتاً از جنس طلا و يا نقره مرغوب تهيه مىشد . « 1 » اما از اين پس هنرمند مسلمان به‌دليل برخوردارى از بينش اسلامى و حرمت نهادن و يا كراهت داشتن از پردازش هنرهاى تجملى ، عمده وسايل و اشياء را با رويكردى كاربردى و البته از جنس برنز و يا فلزهاى كم‌بها تهيه مىكرد . سفالگرى در عصر امويان از اهميت و جايگاه كمترى برخوردار بود . از آثار مكشوف سفالين اين عصر چنين بر مىآيد كه علاوه بر نقوش ساده گياهى كه متأثر از هنر رومى است ، نگارش خط عربى « 2 » به روى اشياى سفالينْ ابداعى بود كه در اين دوره آغاز شد و در دوره‌هاى بعد گسترش يافت . پارچه‌بافى و صنعت منسوجات نيز در عصر اموى بسيار پويا بود . وجود پارچه‌هاى زيباى الوان با نقش‌مايه‌هاى نباتى و آرايه‌هاى حيوانى متأثر از هنر ايرانى ، از تغيير تدريجى مفاهيم هنر پارچه‌بافى در اين دوره دلالت دارد . آنچه اين فرض را تقويت مىكند ، كتيبه‌هاى بافته‌شده بر حاشيه لباس‌هاى فاخر خلفا و يا كارگزاران بزرگ اموى است كه به « طراز » شهره است . چند كارخانه بزرگ پارچه‌بافى در ايران ، شام و مصر قرن‌ها رداها و پوشاك خليفه و امرا و بزرگان دربار اموى و بعدها عباسيان را تهيه مىكردند . يكى از مهم‌ترين حكمرانان اموى ، عبدالملك بن مروان است كه به دليل اقداماتش در تاريخ تمدن اسلامى نامبردار است . او ضمن اينكه ديوان‌هاى اسلامى را به وحدت نگارش واداشت و همه ديوان‌هاى اسلامى را به عربى برگرداند و همچنين ضرب سكه طلاى اسلامى را معمول داشت ، فرمان داد طِرازهاى رومى را به زبان عربى برگردانند . اين امر به خوبى نشان مىدهد كه تا زمان وى كتيبه‌هاى لباس‌هاى فاخر خلفا و كارگزاران بزرگ اموى به زبان رومى نوشته مىشد . اگر امويان در نقاشى و پيكرتراشى و يا فلزكارى به نظر ناموفق و بىسليقه بودند ، اما در معمارى و شهرسازى از خود نامى نيك بر جاى نهادند ؛ چنان‌كه به دليل ويژگىهاى برجسته معمارى ، اين دوره از ساير دوره‌هاى قبل و بعد متمايز شده است . « 3 » آنچه در ذيل خواهد آمد ، برخى

--> ( 1 ) . ريچارد اتينگهاوزن و اولگ گرابار ، هنر و معمارى اسلامى ، ترجمه يعقوب آژند ، ص 50 . ( 2 ) . س . م . ديماند ، راهنماى صنايع اسلامى ، ترجمه عبداللَّه فريار ، ص 157 . ( 3 ) . كارل جى دورى ، هنر اسلامى ، ترجمه رضا بصيرى ، ص 25 .