فاطمه جان احمدى
174
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
شاخص لباس اشراف و دولتمندان عباسى ، شلوارهاى گشاد ايرانىالأصل ، پيراهن ، جليقه ، كت بلند يا رداى بيرونى ( جبّه ) بود ، اما تا اين زمان دانشمندان و اهل علم لباس ويژهاى به تن نمىكردند ، تا اينكه در زمان خلافت هارونالرشيد براى اولين بار توسط قاضى ابويوسف - قاضىالقضاة برجسته اين عصر - لباس دانشمندان تغيير كرد و پس از آن نهتنها لباس اهل علم ، بلكه لباس قضات و علما نيز تغيير يافت . « 1 » پوشيدن عمامه سياه و طَيلَسان ويژه ، اين گروه را از ديگران جدا مىكرد . هرچند گاه عرف منطقه و يا سنن پوشاك محلى ، بر جنس و مدل لباس تأثيرى مستقيم مىنهاد . بنا بر آنچه گذشت ، در عصر عباسيان پوشاك هر طبقه و قشر و به تبع آن پوشاك اهل علم متفاوت شد . هر دانشمندى كه در جايگاه ديگرى انجام وظيفه مىكرد ، هنگام تدريس لباس ويژه خود را مىپوشيد و در كلاس درس حاضر مىشد . براى نمونه ، صاحب بن عبّاد ( وزير نامى عباسيان ) هنگامى كه مىخواست به كلاس درس رود ، لباس وزارت از تن بر مىگرفت و جامه درخور علما بر تن مىكرد . « 2 » به هر روى ، لباس دانشمندان در قرن هشتم هجرى را مىتوان اينگونه توصيف نمود : لبّادهاى گشاد و يكپارچه كه از سوى شانهاش باز مىشد و كلاهى دستارگونه با ابعادى بزرگ به نام فينه كه بخشى از آن از عمامه بيرون مىماند و ميان دو كتف استاد آويزان مىشد و قسمتى ديگر از آن بر كتف چپ مىافتاد . جنس لباس از پشم سفيد بود و براى زيرپوش آن از جامهاى سبز و بدون حاشيه استفاده مىشد . چنان كه پيشتر اشاره شد ، رنگ لباس و يا تركيبات اضافى آن در مناطق مختلف متناسب با عرف تغيير مىكرد . « 3 » قلقشندى در باره جامههاى علما به ويژه از روزگار ايوبيان اطلاعات مفيدى به دست مىدهد . وى مىنويسد : آنان عمامههايى بلند كه انتهاى هركدام ميان شانههايشان مىافتاد ، مىپوشيدند . گاهى آويختهء اين عمامهها به اندازهاى بلند بود كه به زين مركَبى كه سوار مىشدند ، مىرسيد . « 4 »
--> ( 1 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 2 ، ص 211 . ( 2 ) . حموى ، معجم الادباء ، ج 2 ، ص 312 . ( 3 ) . بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى ، ج 2 ، ص 431 . ( 4 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 44 - 41 .