فاطمه جان احمدى
166
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
نظام آموزش و تدريس و ارتباط ميان استاد و شاگرد در مدارس خصوصى به همان سياق پيشين حكمفرما بود . اما با تشكيل كلاسهاى دولتى چون نظاميهها ، شرايط نظام استاد و شاگردى تفاوت كرد و از سويى با استخدام استادان تماموقت و پارهوقت در اين مراكز علمى شبانهروزى ، تشكيلات آموزشى تغيير كرد و به تبع آن نيز جايگاه استاد به گونهاى ديگر شد ؛ چنان كه هريك از مدارس نظاميه يك استاد حقوقبگير استخدام كردند . براى نمونه ، كرسى شكوهمند نظاميه بغداد متعلق به ابواسحاق شيرازى بود . « 1 » بيشتر مدارس قرون چهارم و پنجم هجرى از وجود استادانى بهرهمند بودند كه عمدتاً حقوق ماهيانه مىگرفتند و شاگردان آنها رايگان تحصيل مىكردند . « 2 » در بررسى پايگاه اجتماعى استادان مىبايد ميان سه گروه آموزشى معلمان مساجد و مكاتيب ، مربيان يا مؤدِّبان خصوصى و استادانِ مدارس و دانشگاهها تفاوت قايل شد . زيرا در ادبيات اسلامى نگاه متفاوتى به اين سه گروه وجود دارد . « 3 » در مقايسه و تحليل اسناد تاريخى ميان اين سه گروه مىتوان گفت ارجمندترين و شايستهترين گروه علمى ، استادان و دانشمندانى بودند كه در مدارس و دانشگاهها تدريس مىكردند . بنا بر آنچه در منابع آمده است ، استادان در منظر عموم و خواص ، از منزلت والايى برخوردار بودند . براى نمونه ابواسود دوئلى گفته است : چيزى گرانبهاتر از دانشآموختن نيست . فرمانروايان بر مردم فرمان مى گذارند ، ولى دانشمندان بر فرمانروايان فرمان مىرانند . « 4 » نمونهاى ديگر از جايگاه و منزلت استادان ، روايتى تاريخى است كه منابع از عصر معتضد عباسى نقل كردهاند : روزى خليفه دست ثابت بن قُرّه - از دانشمندان عصر خود - را در دست داشت و در باغ بهگردش مشغول بود ، ناگهان خليفه دست او را رها كرد و چون ثابت علت را پرسيد ، گفت : دستم روى دست تو بود ؛ حال آنكه دست يك دانشمند هميشه بايستى بالاترين
--> ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 10 ، ص 38 . ( 2 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 1 ، ص 216 . ( 3 ) . همان ، ص 214 و 215 . ( 4 ) . ابن جماعه ، تذكرة السامع و المتكلم فى ادب العالم و المتعلم ، ص 10 .