فاطمه جان احمدى
132
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
نزديكى مركزيت خلافت به مرزهاى تمدنى روم به عنوان ميراثدار يونان باستان و رويارويى فاتحان مسلمان با مردم متمدن ايران ، مصر و ساير نواحى و از سويى اسكان قبايل عرب در سرزمينهاى اسلامى موجب شد آنان به ضعف جدى خود در فنون كشوردارى و كمبود دانش علمى پى برند و در صدد رفع آن برآيند . « 1 » اين احساس نياز ، افزون بر اينكه توجه خلفاى وقت را به برخى علوم چون طب ، نجوم ، ادبيات ، سياست و تاريخ اكاسره ( كسراها ) و قياصره ( قيصرها ) معطوف داشت ، بار ديگر به تقويت كانونهاى آموزشى نيز انجاميد . مسجد به عنوان نخستين مركز آموزش اسلامى توسعه بيشترى يافت ؛ آنسان كه حاكمان و فاتحان مسلمان بر آن شدند تا ضمن ساخت مسجد در مناطق فتح شده ، از تازه مسلمانان غيرعرب نيز در سوادآموزى و مشاركت در امور سياسى بهره بيشترى برند . مساجد كوفه ، بصره و دمشق مركز تجمع مسلمانانى شد كه با اشتياقى وصفناپذير به تعليم و تعلم پرداختند . در اين دوره در كنار آموزش قرآن به كودكان ، برخى مهارتهاى زندگى چون سواركارى و يا شعر و ادبيات نيز آموزش داده مىشد ، اگرچه هنوز بحثانگيزترين موضوع علمى ، يعنى نگارش و ثبت حديث و يا پرداختن به تاريخ زندگى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله تعطيل بود . جستارهاى تاريخى آشكار مىكند ، در دوره خلافت امويان گونهاى آموزش اختصاصى در كاخهاى خلفا شكل گرفت . بيشتر خلفاى اموى به منظور تربيت ولايتعهدان خويش آموزگارانى را بهكار مىگرفتند كه به آنها معلم گفته نمىشد ، بلكه آنها را مؤدِب يا مربى مىناميدند ؛ چهآنكه مهمترين وظيفه آموزشى آنها تأديب شاگرد مورد نظر بود . مربى مىبايست به تعليم و تربيت همهجانبه فرد تحت تعليم پرداخته ، او را براى ورود به جامعه و پذيرش مسئوليت آماده مىكرد . « 2 » در مجموع شايد بتوان ادعا نمود به چند دليل عمده رشد ساختار نظام آموزشى در دوره خلفاى راشدين و اموى بسيار آرام و تدريجى و يا در پارهاى موارد متوقف بود : 1 . به رغم تأكيدهاى قرآن كريم و توصيههاى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله ، مردم به درك درستى از كسب علم نايل نشدند و همچنان سنت شفاهى بر نظام آموزش سيطره داشت . 2 . مشكلات داخلى و جنگهاى پى در پى داخلى و خارجى مانع بزرگى براى ايجاد توسعه فرهنگى بود . در اين شرايط خلفاى راشدين و امويان مجال مناسبى براى پرداختن به
--> ( 1 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، ص 833 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : شلبى ، تاريخ آموزش در اسلام از آغاز تا فروپاشى ايّوبيان در مصر ، ترجمه ساكت ، ص 56 - 53 .