فاطمه جان احمدى

102

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

فزونى يافت و البته هارون‌الرشيد نيز خود از شيفتگان تاريخ ملوك ، كسراها ، قيصرها و اخبار گذشتگان بود . همو بعدها متأثر از افكار پزشكان و دانشمندان نزديك دربار خلافت كه عمدتاً از دوست‌داران منطق و فلسفه بودند و از حكمت نيز بهره‌اى داشتند ، به منطق و فلسفه علاقه‌مند شد . از اين‌رو ، خليفه در پى كسب آثار علمى فرمان داد تا در سرزمين‌هاى فتح‌شده و يا ممالك تابعه ، هر كتابى كه يافت مىشد ، به بغداد منتقل نمايند . براى نمونه ، پس از فتح عموريه و آنقره ( آنكارا ) در آسياى صغير ، كتاب‌هاى بىشمارى به دست آمد كه همگى را به بغداد منتقل كردند « 1 » و يوحنا بن ماسويه ، پزشك و مترجم دربار خلافت اسلامى مأمور ترجمه آنها شد . « 2 » سيوطى علاقه هارون به كسب معارف جديد را ستوده و مىنويسد : « نمىشناسم مَلِكى را به جز رشيد كه فقط در كسب علم سفر كند . » « 3 » اين سياست خليفه مبنى بر جمع‌آورى كتاب از زبان‌هاى مختلف ، حضور مترجمان خبره و كارآمد را در دربار ضرورى مىنمود . در پى احساس اين نياز اساسى ، مقدمات مهاجرت پزشكان ، متكلمان و اديبان ايرانى ، هندى و سريانى به مركز خلافت فراهم شد . آشنايان و دانايان به فن ترجمه ، به نقل و برگردان اين آثار همت گماردند . در ميان آنان ، نخبگانى چون يوحنا بن ماسويه « 4 » و حنين بن اسحاق حضور داشتند . يكى از دستاوردهاى اين دوره ، سفرهاى دور و دراز خبرگانى است كه يا مأموران دولتى بودند و يا به گونه‌اى خودجوش به دنبال كتاب‌ها و آثار كهن مورد نياز جامعه علمى آن روز رفته ، بسيارى از آنها را با خود براى ترجمه به دربار مىآوردند . « 5 » بدين‌رو مركز خلافت اسلامى رونقى علمى يافت ؛ امرى كه سبب مىشد بسيارى از دانشمندان خواهان علم و حكمت را به دربار بغداد رهنمون سازد . اما بىگمان آنچه در ماندگارى و ترغيب خبرگان ترجمه براى ممارست بيشتر و مستمر مؤثر افتاد ، گشاده‌دستى خليفه در پرداخت عطايا و هداياى گران‌قيمت به مترجمان بود . شايد همين امر از يك‌سو ، و علاقه محققان و مترجمان به كسب علم از سوى ديگر ، از عوامل مهم و تعيين‌كننده جذب و ماندگارى دانشمندان - حتى به صورت خاندانى - در دربار

--> ( 1 ) . ابن جلجل ، طبقات الاطباء و الحكماء ، ص 65 . ( 2 ) . همان ؛ ابن ابى اصيبعه ، عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 171 . ( 3 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 273 . ( 4 ) . ابن جلجل ، طبقات الاطباء و الحكماء ، ص 65 ؛ ابن عبرى ، تاريخ مختصر الدول ، ص 131 . ( 5 ) . ابن ابى اصيبعه ، عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 187 .