زهرا اسلامى فرد
89
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
از آشنايى ايرانيان با روش جديدِ تأليف تاريخ اروپايى آغاز مىشود . شكست ايران از روسيه و توجه به دلايل اين شكست و روىآوردن به ترجمه از زبانهاى اروپايى ، آغازگر بخش دوم تاريخنگارى در دوره قاجار است . از آثار تاريخنگارى در بخش اول دوره قاجار مىتوان بدينها اشاره نمود : تاريخ محمدى و تاريخ ذوالقرنين نوشته ميرزا فضلالله خاورى شيرازى ، مآثر سلطانى نوشته عبدالرزاق مفتون دنبلى ، تاريخ عضدى نوشته عضدالدوله سلطان احمد ميرزا و ناسخ التواريخ نوشته محمدتقى سپهر . در دوره دوم تاريخنگارى قاجاريه ، براساس ترجمه از زبانهاى اروپايى نمونههايى چند از كتابهاى تاريخ اروپايى به زبان فارسى ترجمه شد ؛ ازجمله تاريخ انحطاط و زوال امپراطورى روم نوشته ادوارد گيبون . سرجان ملكم نيز كتاب تاريخ ايران را به انگليسى تأليف كرد كه بعدها به فارسى برگردانده شد . « 1 » يكى از مباحث درخور توجه در جريان بررسى تاريخنگارى دوره اسلامى ، اين است كه مورخان در تاريخنگارى سبكهاى گوناگونى در تأليف آثارشان بهكار گرفتهاند . از اينرو برپايه آنچه از اسامى نوشتههاى تاريخى برمىآيد ، مىتوان نوشتههاى تاريخى را به چند صورت دانست : 1 . تاريخنگارى خبر : در موضوعات متعددى مانند حديث ، قصه ، مقتل ، سيره و مغازى دستهبندى مىشود . 2 . وقايعنگارى : تدوين رويدادها و حوادث براساس نظم تاريخى بهشكلى پيوسته و يكپارچه . 3 . ذيلنويسى و مختصرنويسى : نوشتن ذيل و تكملههايى بر آثار تاريخى گذشتگان . 4 . تاريخنگارى عمومى : ذكر وقايع ممالك اسلامى به روش تقويمى ، بدون دخالت عناصر قومى و جغرافيايى و مانند آن . 5 . تاريخنگارى براساس نسبشناسى : ذكر حوادث تاريخى براساس شناسايى نسلبهنسل و شجرهشناسى و پيوند آن با قبايل و طوايف كه پيشينه آن به دوره جاهلى بازمىگردد . 6 . تاريخنگارى به سياق طبقات : اين روش ، كهنترين روش تاريخنگارى اسلامى است . در
--> ( 1 ) . همان ؛ به نقل از : علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 55 و 56 .