زهرا اسلامى فرد
84
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
بود . بىشك او را نمىتوان در شمار فلاسفهاى چون ابنسينا و فارابى قرار داد ، اما وى را در فلسفه و كلام آراى خاصى است . يكى از آثار او المباحث المشرقيه است . خواجه نصيرالدين طوسى ( 672 ق ) حدود نيم قرن پس از فخر رازى مىزيست . او شرحى بر اشارات ابنسينا نوشت كه هماكنون نيز در حوزههاى علميه تدريس مىشود . « 1 » در دوره پنجم ، ملاصدرا ( 1050 ق ) پا بهعرصه نهاد . تا زمان او فلسفه اسلامى در دو مكتب مشايى و مكتب اشراقى خلاصه مىشد كه اين دو رقيب يكديگر بهشمار مىرفتند . با آمدن وى ، كشمكشهاى ميان اين دو مكتب فلسفى پايان يافت و با تلفيق آنها مكتب جديدى به نام « حكمت متعاليه » پديد آمد كه اكنون نيز بر فلسفه حاكم است . او توانست استدلالهاى عقلى مشايى را با اشراقات و دلايل ذوقى درآميزد و بدان صورتى علمى بخشد . اسفار اربعه ملاصدرا نتيجه اين كوششهاست كه اينك در حوزههاى علميه نيز تدريس مىشود . پس از ملاصدرا شاگردان او فلسفه را پى گرفتند كه از آن جمله فيض كاشانى است كه بر كتابهاى وى نيز شرحها نگاشت . آخوند ملاعلى نورى ( 1246 ق ) صاحب كتاب روضات ، حاجى ملاهادى سبزوارى ( 1289 ق ) صاحب شرح منظومه ، آقا محمدرضا قمشهاى ( 1306 ق ) و ميرزا ابوالحسن جلوه ( 1314 ق ) از فلاسفه بعد از ملاصدرايند . « 2 » 8 . منطق مسلمانان با آنكه از منطق ارسطويى الهام مىگرفتند ، بهندرت تحت تأثير آن بودند . درواقع علم اصول فقه ، منطق فقها بهشمار مىآمد كه برساخته خود مسلمانان بود . متكلمان مسلمان نيز تا سده پنجم ، كمتر از منطق ارسطويى بهره مىبردند و روش منطقى خاص خود را داشتند . در جهان اسلام اولين فردى كه در منطق به ترجمه عربى پرداخت ، ابنمقفع بود . پس از اين دانشمند ايرانى ، مترجمان ديگرى چون كندى ، فارابى ، ابنسينا ، بهمنيار بن مرزبان و
--> ( 1 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 134 و 135 . ( 2 ) . همان ، ص 136 .