زهرا اسلامى فرد
24
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
خود را بهسختى به دست مىآورده ، مىتوانسته در جريان اين مبارزه ، تمدنساز شود . دراينباره دو تمدن كهن سومرى و فنيقى نمونههايى انكار ناپذير است . 5 . برخى « نژاد » را عاملى مهم در پيدايش تمدن دانستهاند « 1 » و حتى به باور اينان ، يگانه عامل تكوين تمدنهاى بشرى ، نژاد است و تنها نژاد برتر مىتواند بهوجودآورنده تمدن باشد و ديگران نيز چون در شمار نژادهاى پستترند ، اين توانايى را ندارند و به همينرو ناگزير بايد پيرو نژاد برتر باشند . برپايه شواهد تاريخى نمىتوان اين گفته را درست دانست . مثلًا نژاد آريايى كه ژرمنها خود را از اين نژاد مىشمرند ، تنها پس از مهاجرت و فراهم نمودن شرايط لازم موفق به ساختن تمدن شدند . از سويى اينگونه ديدگاهها ، بىشك تلاشى است در جهت توجيه تجاوزهاى اروپاييان به ملتهاى ضعيف و براى از ميان بردن اتكابهنفس ملتهاى عقب نگاه داشته شده . « 2 » تمدن اسلامى و محدوده تاريخى و جغرافيايى آن با ظهور اسلام در جزيرةالعرب و گسترش سريع آن در ميان اقوام و ملل و جذب فرهنگهاى گوناگون بشرى ، بناى عظيمى از فرهنگ و تمدن انسانى پىريزى شد . پس از فتوحات ، گروههاى پرشمارى از نژاد غيرعرب به اسلام روىآوردند و با عربها درآميختند و بدينسان ملت جديدى از اقوام گوناگون بهوجود آمد كه قرآن و زبان عربى ، عامل يگانگى آنها بهحساب مىآمد . اين تمدن در دوران خلافت عباسيان دستخوش بزرگترين دگرگونىها شد و بر اثر آميختهشدن با برخى ايرانيان و هنديان ، جنبه برجسته بينالمللى آن از گذشته بيشتر شد . « 3 » از ديدگاه برخى محدوده تاريخى اين تمدن از سده هشتم ميلادى ( يكم هجرى ) آغاز شد و تا سده چهاردهم ( هفتم هجرى ) دوام يافت . بىشك در طول اين شش قرن ، تمدن اروپاى
--> ( 1 ) . آرنولد جوزف توين بى ، تاريخ تمدن : تحليلى از تاريخ جهان از آغاز تا عصر حاضر ، ص 150 - 46 . ( 2 ) . بحث عوامل پيدايى تمدن برگرفته از محمدرضا كاشفى ، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 49 - 43 مىباشد . ( 3 ) . هنرىاستيون لوكاس ، تاريخ تمدن : از كهنترين روزگار تا سدهء ما ، ج 1 ، ص 357 .