زهرا اسلامى فرد
174
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
چيره گردد . « 1 » نويسندگان مسلمان در قرن دهم ميلادى در نوشتههاى خود از رابطه تجارى بندقيه ، آمالفى ، پالرمو و مسينا با مسلمانان شمال آفريقا خبر مىدهند . كشتىهاى اسلامى ، پردههاى ابريشمى گرانقيمت ، پارچههايى براى زينت كليسا و پارچههاى سياهرنگ را بهطرف اروپا مىبردند . اجناس مجلل كشورهاى اسلامى ، راه شهرهاى مونت كازينو را پيشگرفتند و در ديرها و كليساهاى شبهجزيره آپنين جاى مىگرفتند ، ولى اين اجناس بنا بهدلايلى به شمال اروپا راه نمىيافتند . اما در سال 961 ميلادى بيزانس به حاكميت مسلمانان بر جزيره كريت خاتمه داد و پس از آن راه تجارت شرق با شمال اروپا باز شد . تجار اروپايى معمولًا در اواخر تابستان ، بنادر بندقيه را ترك مىگفتند و چهار تا پنج هفته بعد به بنادر كشورهاى شرقى درياى مديترانه مىرسيدند . تجار در تمام مدت زمستان نيز در كشورهاى شرقى بهسر مىبردند و از سوريه و فلسطين به بغداد و حتى تا خليجفارس مىرفتند و يا مستقيماً به قاهره و اسكندريه سفر مىكردند تا ادويه پرارزشى را كه از هندوستان و ماداگاسكار از طريق دريايى مىآوردند ، خريدارى كنند . آنها در اواسط بهار نيز به ممالك خود بازمىگشتند . بدينترتيب ، تاجران اروپايى دستكم شش ماه از سال در سرزمينهاى اسلامى بهسر مىبردند و هنگامى كه دوباره براى بازگشت پا در كشتى مىنهادند ، بيش از متاع تجارتى ، بارهاى پنبه سوريه ، پارچههاى كتانى انطاكيه ، اجناس شيشهاى و سراميك صور ، گونىهاى كله قند و پودر قند طرابلس و فلفل و دارچين و جوزهندى را نيز از ميدانهاى تجارتى به همراه مىبردند . « 2 » پس از برقرارى ارتباط تجارى بين مسلمانان و اروپايىها ، ميدانهاى محقر اروپايى - با محصولات زراعتى ، تخممرغ ، ديگ سفالى و جز اينها - از ميان رفتند و نحوه تجارت بهكلى دگرگون شد ؛ آنگونه كه سكه دوباره پس از سيصد سال به جريان افتاد و انقلابى اجتماعى را در پى آورد . به كمك تجارت ايتاليا ، تجارت آلمان ، فرانسه و هلند نيز به قدرت و شكوفايى
--> ( 1 ) . بنگريد به : همان ، ص 58 - 55 . ( 2 ) . همان ، ص 61 - 59 .