زهرا اسلامى فرد
151
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
باشكوه الحمرا يا جامع قرطبه را در اندلس ببيند و مسجد زيباى تاجمحل در هندوستان را نيز بنگرد ، وحدت و هماهنگى ميان آنها را آشكارا درخواهد يافت . « 1 » بناهاى مهمى كه در قرن اول هجرى ساخته شد ، از اين قرار است : مسجد اموى دمشق ، مسجد عمروعاص در قاهره ، مسجد قيروان در تونس و قبة الصخره در اورشليم . ساختمان بزرگترين مسجد جهان ، يعنى مسجد قرطبه در اسپانيا ، در آغاز كار امويان اندلس در سالهاى آخر عمر عبدالرحمان ( 172 ق ) آغاز شد و بهتدريج حدود آن وسعت يافت و بر ساختمانهاى آن افزوده شد . در دوره خلفاى فاطمى كار معمارى در مصر رونق يافت و در قرن پنجم هجرى گنبدسازى به سبك ايرانى در آنجا معمول گشت . همراه با ساختمان مساجد ، هنرهاى تزئينى بهويژه كاشىسازى و مقرنسكارى پيشرفت كرد . در اين ميان ، معمارى اسلامى در اسپانيا بهگونهاى ديگر بارور شد . كاخ عظيم الحمرا در غرناطه ( اواسط قرن هفتم هجرى ) با حياطها و تالارهاى باشكوه و نيز گچبرىها ، كاشىها و مقرنسهاى بىنظير ، نمونهاى از بناهاى اسلامى در اسپانياست . ناگفته نماند پس از پايان حكومت مسلمانان بر اسپانيا ( 897 ق ) نفوذ هنر اسلامى همچنان در معمارى و هنر آن سرزمين باقى ماند . « 2 » شيوه ساختن طاقهاى گوشهدار و گنبدهاى ضربى آجرى و نيز بهكار بردن كاشىهاى رنگين براى تزئين رويههاى بنا ، هنرى بود كه ايرانيان به جهان اسلام عرضه كردند . از بناهايى كه ساخت آن به دست معماران ايرانى معمول شد ، مدرسه بود . مدرسه عبارت بود از حياطى دلگشا كه گرداگرد آن را حجرههاى طلاب فرا مىگرفت و در برابر هر حجره طاقنمايى بود و در دو سوى حياط نيز دو تالار بزرگ قرار داشت كه بزرگترين آنها داراى گنبدى نوكتيز و پيازىشكل بود . اين نوع معمارى بين سدههاى هفتم تا نهم هجرى متداول بود . اما در سدههاى نهم و دهم ، شبستانهاى ساده و ستوندار مسجدها بهتدريج به تالارهاى چهارگوش گنبددار بدل گرديد و رويههاى درونى و بيرونى آنها تماماً از كاشىهاى رنگين پوشيده شد . طرحها و تركيب رنگهاى اين كاشىها ، به مسجدهاى قديم ، شكوهى بىمانند بخشيد . مسجد كبود تبريز
--> ( 1 ) . همان ، ص 148 و 149 . ( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 355 .