زهرا اسلامى فرد
147
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
يكى از شاخصهاى مهم تمدن هر قوم ، بررسى مظاهر هنرى آن از بعد كمّى و كيفى است . ايرانيان و روميان قرنها پيش از ظهور اسلام با هنر آشنا بودند ، اما عربستان پيش از آنكه مردمانش اسلام آورند ، از درونمايه هنرى چندانى برخوردار نبودند . درواقع آنان بعد از اسلام طى سده سوم تا نهم هجرى با زينتهاى هنرى آشنا شدند . « 1 » در آغاز ، شعر مهمترين هنر عرب بود ، تا آنكه فتوحات مسلمانان موجب شد اعراب باديهنشين بر كاخهاى باشكوه و پرستشگاههاى ايرانيان ، يونانيان و روميان ديده بگشايند . در پى آن ، هنر صنعتگران ايرانى ، يونانى ، مصرى و سورى با يكديگر پيوند خورد و تحتتأثير اسلام به هنرى بدل گرديد كه امروزه هنر اسلامى خوانده مىشود . « 2 » عنصر اساسى هنر در تمدن اسلامى انطباق با تعهد اسلامى است ؛ يعنى هنرى متعهد كه از يكسو داراى جلوه و شكوه خاصى است و از سويى ديگر با مايههاى عرفان و تعبد نيز درآميخته و در آن ، متون مذهبى نمودى هميشگى دارد . « 3 » بىترديد مسلمانان در كارهاى هنرى خود از تجربيات اقوام و ملل گوناگون مانند تمدن ايران ، روم و هند بهره برده و از اينسو هنرمندانِ آن سامان نيز با پذيرفتن اسلام ، هنر خود را در خدمت آن قرار دادهاند .
--> ( 1 ) . هورست ولدمار جَنسِن ، تاريخ هنر ، ص 192 . ( 2 ) . كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ص 8 و 9 . ( 3 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 255 .